تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - تفسير تهمتهاى زشت و رسوا
" جز توصيفى كه بندگان مخلص خدا (از روى آگاهى و معرفت در مورد او دارند) هيچ توصيفى شايسته ذات مقدسش نيست" (إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ).
به اين ترتيب هر گونه توصيفى كه مردم در باره خدا مىكنند نادرست است، و خداوند از آن پاك و منزه است، جز توصيفى كه بندگان مخلص از او دارند، بندگانى كه از هر گونه شرك و هواى نفس و جهل و گمراهى مبرا هستند، و خدا را جز به آنچه خودش اجازه داده توصيف نمىكنند [١] در باره" عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ" ذيل آيه ١٢٨ همين سوره بحثى داشتهايم.
آرى براى شناخت خدا نبايد دنبال خرافاتى افتاد كه از اقوام جاهلى باقى مانده و انسان از بيان آنها شرم دارد، بايد به سراغ بندگان مخلصى رفت كه گفتار آنها روح انسان را به اوج آسمانها پرواز مىدهد، و در نور وحدانيت او محو مىسازد، هر گونه شائبه شرك را از دل مىشويد، و هر گونه" تجسم" و" تشبيه" را از فكر مىزدايد.
بايد به سراغ سخنان پيامبر ص و خطبههاى نهج البلاغه على ع و دعاهاى پر مغز امام سجاد ع در صحيفه سجاديه رفت، و در پرتو توصيفهاى اين بندگان خدا، خدا را شناخت.
امير مؤمنان على ع در يك جا مىفرمايد:"
لم يطلع العقول على تحديد صفته، و لم يحجبها عن واجب معرفته، فهو الذى تشهد له اعلام الوجود، على اقرار قلب ذى الجحود، تعالى اللَّه عما يقوله المشبهون به و الجاحدون له علوا كبيرا:
" نه عقول را بر كنه صفات خويش آگاه ساخته، و نه آنها را از معرفت و شناختش باز داشته، او است كه نشانههاى عالم هستى دلهاى منكران را بر اقرار
[١] بنا بر اين تفسير، جمله إِلَّا عِبادَ اللَّهِ استثناء از ضمير" يصفون" است، ولى بعضى آن را استثناى از ضمير در" محضرون" دانستهاند و تفسيرهاى مختلفى از آن دارند، اما تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد و در هر حال استثناء" منقطع" است.