تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - ٦-" حج" يك عبادت مهم انسان ساز
و پسر به هنگام قربانى در نظر مجسم شود، و آن روحيات در وجود انسان پرتو افكن گردد [١] هنگامى كه به سراغ جمرات (سه ستون سنگى مخصوصى كه حجاج در مراسم حج آنها را سنگباران مىكنند و در هر بار هفت سنگ با مراسم مخصوص به آنها مىزنند) اين معما در نظر ما خودنمايى مىكند كه پرتاب اينهمه سنگ به يك ستون بى روح چه مفهومى مىتواند داشته باشد؟ و چه مشكلى را حل مىكند؟
اما هنگامى كه به خاطر مىآوريم اينها ياد آور خاطره مبارزه ابراهيم قهرمان توحيد با وسوسههاى شيطان است كه سه بار بر سر راه او ظاهر شد و تصميم داشت او را در اين ميدان" جهاد اكبر" گرفتار سستى و ترديد كند، اما هر زمان ابراهيم قهرمان او را با سنگ از خود دور ساخت، محتواى اين مراسم روشنتر مىشود.
مفهوم اين مراسم اين است كه همه شما نيز در طول عمر در ميدان جهاد اكبر با وسوسههاى شياطين روبرو هستيد، و تا آنها را سنگسار نكنيد و از خود نرانيد پيروز نخواهيد شد.
اگر انتظار داريد كه خداوند بزرگ همانگونه كه سلام بر ابراهيم فرستاده و مكتب و ياد او را جاودان نموده به شما نظر لطف و مرحمتى كند بايد خط او را تداوم بخشيد.
و يا هنگامى كه به" صفا" و" مروه" مىآئيم و مىبينيم گروه گروه مردم از اين كوه كوچك به آن كوه كوچكتر مىروند، و از آنجا به اين باز مىگردند، و بى آنكه چيزى به دست آورده باشند اين عمل را تكرار مىكنند، گاه مىدوند، و گاه راه مىروند، مسلما تعجب مىكنيم كه اين ديگر چه كارى است، و چه مفهومى
[١] متاسفانه مراسم قربانى در عصر و زمان ما به شكل نامطلوبى در آمده است كه بايد علماى اسلام در نجات آن بكوشند، در اين زمينه و در زمينه فلسفههاى مختلف حج بحثهاى مشروحى در جلد ١٤ از صفحه ٧٥ تا ٨٤ آوردهايم.