صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٠
برود و اسلام بیاید. ما با این مطلب پیروز شدیم و بعد از پیروزى، دشمنها بیشتر به این معنا، به این نیرنگ توجه پیدا کردند براى اینکه دیدند ضربه خوردند، دیدند از وحدت ملت و اینکه براى اسلام داشتند فریاد مىکردند ضربه خوردند، آنها از اسلام ضربه خوردند، دیدند از وحدت ملت و اینکه همه براى اسلام داشتند فریاد مىکردند ضربه خوردند، آنها از اسلام ضربه خوردند، از اسلام که ضربه خوردند دنبالش هم براى اسلام یک حرفهائى پیش مىآوردند که جمهورى اسلامى لازم نیست بشود، ما نمىخواهیم جمهورى باشد و هکذا تا حالا باز صداشان هست. ملت باید توجه به این بکند که آنى که ملت ما را پیش برد و آنها را عقب زد، آن را نگه دارد، آن توجه به خدا و وحدت کلمه. تا توجهتان به خداست و هى توجه به اینکه فرشم چه جورى و نمىدانم چه جورى و اینها، تا این هست اگر این پیدا بشود، اختلافات شروع مىشود.
اگر انسان متوجه شد به اینکه من حالا باید کارم چه جور باشد، حالا باید وضعم چه جور باشد، این متوجه این مىشود که یک اختلافاتى پیدا بشود. امروز روز این کار نیست، امروز روز این است که ما از اختلافاتمان دست برداریم و آن چیزهائى که مربوط به حفظ وحدتمان هست و مربوط به مصالح کشور، امروز مىدانید که ما را دارند تهدید مىکنند به حصر اقتصادى، ما باید فکر بکنیم براى این کار، فکر این است که کشور مشغول کشاورزى بشوند، مشغول کشت بشوند. آنهایى که شلوغکارى مىکنند، در کشاورزى خرابکارى مىکنند، آنها باید کنار بروند. به اسمهاى مختلف مىروند نمىگذارند کشاورزها مشغول بشوند، آنها را باید خود مردم کنار بزنند و قواى انتظامى هم کنارشان بزنند. مردم با آسوده خاطر بودن مشغول زراعت بشوند. فردا اگر خداى نخواسته جلو گرفتند، ما محتاج نشویم به خارج، اگر محتاج شدیم به خارج، همه مسائل برمىگردد، شکم گرسنه مىکند ایمان ندارد. اگر خداى نخواسته اینها چنین کردند، ما احتیاج پیدا کردیم که گندم بدهد، این احتیاج اسباب این مىشود که ما وابستگى سیاسى هم پیدا کنیم، وابستگى فرهنگى هم پیدا کنیم، وابستگى نظام هم پیدا کنیم و همه چیزمان از دست برود و از یک چنین حالى نباید اختلافات را دامن زد، نباید آن بگوید من حزب کذا، آن بگوید من حزب کذا، نباید اینقدر حزبها پیدا بشود، دویست تا حزب پیدا بشود، اینقدر جمعیتها پیدا بشود، باید همهشان با هم مجتمع براى نجات یک کشورى که همه در آن مىخواهند زندگى بکنند، نجات به این است که جهت اقتصادیش را، هر که مشغول هر کارى هست خوب انجام بدهد تا جهت اقتصادى درست بشود، کارخانهها را راه بیندازند، کارخانههاى خصوصى، بزرگ، کوچک. آنهائى که مىآیند آشوب مىکنند در کارخانه، بدانند که اینها مانع هستند، اینها نمىخواهند که این مملکت سروسامان پیدا بکند، جلوشان را بگیرند و کشاورزها هم همین طور، هر کس مشغول هر کارى هست خوب انجام بدهد آن کار را.
ما باید بناى بر این بگذاریم که احتیاجمان را از غیر سلب کنیم
فرهنگىها یک بسیار بزرگى در گردنشان هست و او تربیت است، تربیت جوانها، تربیت