صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٥
مىروم چه کردم امروز، من چه کردم؟ محاسبه کنید خودتان را، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت، همه مسلمانها و در راس، علما، آنقدر مسوولیتى که به عهده آقایان اهل علم است، به عهده دیگران نیست، آنقدر آنها، اگر چنانچه خداى نخواسته یک راهى بروند که راه خدا نباشد، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر مىشود، کارى بکنید که به عهده ما یک همچو مسوولیتى که هست، بتوانیم به آخر برسانیم.
لغزش علما، اسلام را در خطر مىاندازد
از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم. خودتان براى خودتان، براى همه ملت، ملت بخواهد براى خودش و براى علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است. همه ما مکلفیم، همه مسوولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این براى همه است، لکن به عهده شما بیشتر است. شماها باید بیشتر رعایت بکنید. بیشتر در این پستى که هستید که مسند اسلام است، بیشتر مراعات بکنید. بیشتر مردم را مراعات کنید، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسوولیم و همه مسوولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است، مسوولیتش بیشتر است.
از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسوولیت بزرگى که به عهدهاش هست، لااقل پیش خدا آبرومند باشد. ما رفتنى هستیم، آقا این یک مسأله واضحى است، همهمان خواهیم رفت، همهمان در رحیل هستیم، توى راهیم همه. از من نزدیک است، شما جوانید یک قدرى عقبتر، آن هم معلوم نیست، مرگ هم معلوم نیست که براى پیر و جوان فرقى بگذارد، یک امد معینى است، همه رفتنى هستیم، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت مىآید و مشاهده مىکنید او را، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند، شما را که مىبرد به یک صورت خوب ببرد. کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود، از خدا بخواهید که بشود اینطور، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساسترین قدم است در اسلام و براى همه و براى روحانیت و براى همه متفکرها و براى همه ملت، در این موقعى که حساسترین مواقع است بینتان، ایجاد اختلاف بینتان نکنید، دسته بندى نکنید، هر کسى براى خودش نکشد. خدا هست، غفلت نکنید از او، خدا حاضر است، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائکم محیط مراقب است. آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالى است، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالى است، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنى است و حساب شما با کسى است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است. قضیه، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار مىشود و این کذا، قضیه، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائى، قضیه، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است، زمان طاغوت اگر یک شخصى، ملائى یک کار خلاف مىکرد، مىگفتند این طاغوتى هست و این مثلاً آخرش مىگفتند ساواکى هست، نمىآمدند سراغ اینکه بگویند این حرفى که آخوندها از اول داد مىکردند و مردم را هم وادار مىکردند به داد کردن، این حرف دروغ