صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٤
مىزنند؟ اینها همه براى این است که خداى تبارک و تعالى اینها را کر و کور کرده است، اینها را از آن ادراک راه صحیح محروم کرده است یعنى خودشان اسباب محرومیت را فراهم کردند. خودشان اسباب این شدند که عنایت خدا که باید همه قشرها را هدایت کند، اینها خودشان را محروم کردند و بعد از آنکه خودشان را محروم کردند کارهائى انجام مىدهند که برخلاف مصلحت خودشان است.
امروز روزى نیست که کسى اتکاء به سر نیزه بکند
شما ملاحظه کنید این آقاى کارتر براى رسیدن به مقام ریاست جمهور دست و پا کنند لکن خدا او را کر و کور کرده است که راهها را اشتباهى دارد مىرود. این اگر چنانچه همان وقتى که ما اشتغال داشتیم به مخالفت با این مرد، آنوقت که دید این دیگر در حال سقوط است، دید نمىتواند این را نگهش دارد، اگر کمک کرده بود به ایران و اقبال کرده بود به ایران و تصدیق کرده بود حرفهاى ایران را، برایش بهتر بود یا آن پافشارى که آنوقت کرد براى حفظ او و آن پافشارىهائى که کرد براى حفظ یادگار او بختیار و آن پافشارىهائى که بعد کرد؟ آن بهتر بود براى رسیدن به آن مقام، یا این؟ حالا رفت، آنها از بین رفتند، بعد بردن یک نفر آدم جانى را به امریکا و پناه دادن به اصطلاح خودش آنجا و پرستارى از یک مفلوک به اصطلاح آنها، این بهتر بود براى او یا اینکه او را نبرند؟ جاى دیگر برود زندگى کند (خوب، بود جاى دیگر).
اینها از باب این است که کر و کور شدهاند. یک کارى حالا، مثل این بچهها که لج مىکنند، سر آن لجبازى مىکنند، حالا نتوانست او را نگه دارد، این قدم دومى بود که نتوانست نگه دارد این مرد را در آمریکا و فرستاده است او را به یک جاى دیگر. خوب این بهتر بود براى او که باز سروصدا در دنیا راه بیندازد و در پاناما آنقدر تظاهر بر ضد این مرد بکنند که بر ضد آمریکاست، یا اینکه او را مىفرستاد اینجا و به عالم ثابت مىکرد که من هم طرفدار مظلومها هستم، طرفدار آنها هستم که غارت شدهاند، نه طرفدار غارتگرها؟ خودش هم غارتگر است اما قاعده این بود که اگر عقلش سر جایش بود، قاعده و این بود که اگر کسى بخواهد راه خودش را، آنى که خیالش هست پیش ببرد، اینها را پیش نیاورد تا اینکه یک مملکتهائى برضد او تظاهرات در آنها واقع بشود.
امروز روزى نیست که کسى اتکاء به سرنیزه بکند دنیا عوض شده، ملتها یکى بعد از دیگرى دارند بیدار شوند، دارند از تحت سلطه استعمار بیرون مىروند. در یک چنین موقعى دیگر جاى صحبت اینکه ما مداخله نظامى مىکنیم، یک وقت بگوید مداخله نظامى مىکنیم، یک وقت بگوید نه ما مداخله نظامى نمىکنیم، همین طور مشوش هى صحبت کردن، براى همان است که چشمشان باز است و کورند، نمىبینند اینها همانى است که به چشمها و گوشها و عقلهاى آنها غل انداخته، نه از باب اینکه او ابتداء، خود آنها وسیله فراهم کردهاند تا غشاوت واقع شده است بر عقلهایشان و بر چشمهایشان و بر گوشهایشان این یک کمکى است براى مستضعفین، اینطور راه را گم کردن یک کمکى است به مستضعفین. اگر قبل از این قضایا یعنى قبل از اینکه این مرد را ببرد به امریکا و