صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٣
آن هم که بنى امیه آمدند و بنى عباس آمدند و حکومتهاى ایرانى و نمىدانم بومى و اینها بودند که دیگر بدتر شد مصیبتها. ما اگر بتوانیم و شما نویسندههایى که مسؤول هستید همه شما مسؤول هستید، همه نویسندگان اسلام مسؤول هستند، همه گویندگان اسلام مسؤول هستند که معرفى کنند اسلام را به مردم، حکومت اسلام را معرفى کنند به ملتهاى خودشان که حکومت این است وضعش، نه آنى که محمدرضا داشت نه آنى که سادات دارد و نه آنى که سایر سران قوم دارند. آنها اصلش اجنبى است از اسلام، ربطى به اسلام ندارد. اگر ما معرفى کنیم اسلام را به دنیا، همه دنیا با ما موافق مىشوند، همه قلوب دنیا مىخواهند عدالت باشد، اینجور عدالتى که در اسلام هست لکن خوب، ما یک اشخاص ملت ضعیفى هستیم، تبلیغات نداریم در دنیا، دنیا برضد ما دارد تبلیغات مىکند، همه قلمهاى خارج به ضد ماست، همه رادیوهاى خارج تبلیغات برخلاف ما مىکنند، معذلک یک معجزه است که در عین حالى که همه دارند برخلاف دارند عمل مىکنند باز هم این قافله دارد جلو مىرود و جلوتر خواهد رفت. پس این معنا که شما مىگوئید که تشر زده آقاى کارتر و ما را خواسته بترساند، این نظیر همان تشرى است که آن حیوان مىزند و ما هم بنا نداریم بترسیم، یک قومى مىترسند که بر ایشان مردن یک مسأله باشد. شما یک مقدارى باشید توى این مردم، همینهائى که اینجا الان فریاد دارند مىزنند، یک مقدارى توى اینها باشید ببینید که اینها منطقشان چیست؟ اینها مىگویند که ما مىخواهیم که شهید بشویم. همین امروز که در روزنامه من دیدم این عیال مرحوم آقاى مفتح مىگوید که ما افتخار مىکنیم که یک شهید دادیم. یک مردمى که بانوانش اینطور باشند که به شهادت سرپرستشان آن هم یک چنین سرپرستى افتخار بکند و بسیارى از این زنها که جوانشان را از دست دادند مىآیند پیش من مىگویند که ما باز هم داریم، باز هم داریم که تقدیم کنیم، یک چنین ملتى را آقاى کارتر از نظامى مىترساند؟ از نظامى باید خودش را بترساند که به آنطور اعتقاد ندارد و آنهائى که دعا را مىخواهند وسیله ریاست قرار بدهند، ناقوس را مىخواهند وسیله بلندگویشان باشد براى ریاست. ما از چه مىترسیم؟ مائى که معتقدیم که از اینجا که برویم به یک جاى بهتر مىرسیم چرا باید بترسیم؟ پس ما از نظامیشان نمىترسیم، ما مهیا هستیم، تا آن اندازه که مىتوانیم مقابله کنیم، اگر نتوانستیم شهید مىشویم کارى نیست این، اولیاء ما هم همین طور بودند. لکن من به شما مىگویم که اصلاً این اسلحه پوسیده است، این اسلحه اینکه ما مداخله نظامى مىکنیم یک اسلحه پوسیدهاى است که سابقاً اگر چنانچه یک چنین چیزى مىگفتند در ایران، خوفى بود اما ایران الان از این چیزها خوفى ندارد و این اسلحه پوسیده است، اصلاً اسلحه در دنیا پوسیده است، مسخره مىکند دنیا این حرف را، این حرفى که ما مداخله نظامى مىکنیم، این حرفى است که دنیا مسخرهاش مىکند لکن حالا اگر دیوانگى کردند و یک چنین کارى کردند ما هم حاضریم، ما ابائى از این نداریم، البته ما حتى الامکان مىخواهیم که