صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٥
اسلام که همه جهات، همه بعدهاى انسان را در نظر گرفته است و براى همه بعدها طرح دارد، قانون دارد، منحصر به غیب تنها نیست، منحصر به شهادت تنها نیست، همانطورى که خود انسان منحصر به یک بعد خاصى نیست، اسلام هم آمده است این انسان را درستش کند و بسازد و همه بعدهایش را، نه یک بعد فقط، نه همان بعد روحانى تنها، که غفلت کند از این جهات طبیعت و نه فقط بعد طبیعت که اکتفاء به این کند از او، این وسیله است این مقصد، لکن این وسیله را مأمور بودند که اصلاح کنند تا وسیله بتواند باشد، اسلام معالاسف بعد از صدر اول یک مدت کمى، دیدید در تاریخ که بنى امیه با اسلام چه کردند و بنى العباس و بعد هم که اسلام توسعه پیدا کرد و افتاد به دست ایرانىها و سلاطین با اسلام چه کردند؟ اصلاً مسخ کردند، یک چیز دیگرش کردند، بنى امیه اسلام را مىرفت تا اینکه بکلى متبدل کنند مقصد اسلام را، که مقصد، که یک مقصد الهى معنوى داشت متبدلش کنند به یک حکومت، آنهم حکومت عربى که اصلاً مقصدش عربیت باشد و در مقابل سایر ملل، درست مقابل مقصد اسلام که ملیتها را مىخواست کنار بگذارد و همه بشر ملت واحده باشند و براى یک رژیم، براى یک طایفهاى، دون طایفهاى براى یک رنگى با رنگ دیگر فرقى نباشد، بنى امیه آمدند، همان عروبت را گرفتند که اگر آنها موفق شده بودند اسلام را متبدلکردند، به یک معنائى که همهاش دنبال این باشد که آن عروبت جاهلیت زنده بشود. آنها مىخواستند که این عروبت جاهلیت زنده بشود، حالا هم گاهى وقتها در بعضى از این نقاطى که هستند عربها، بعضى از سرانشان همین معنا را ادعا مىکنند که ما مىخواهیم آن عروبت اموى یعنى آن عروبت جاهلیت، عروبت اموى مىخواهند زنده بشود. و نگذاشتند اسلام آنطورى که هست ادراک بشود و بشر بفهمد که این در حکومت چه وضعى دارد و در عین حالى که حکومت و اینها در نظر او یک مرتبه پائین است و مرتبه بالا غیر از این مسائل است، حتى این رژیم طبیعىاش را نگذاشتند که معلوم بشود و در طول تاریخ تقریباً اسلام به دستهاى مختلف، به تبلیغات مختلف، اسلام باید گفت مجهول بود براى مردم.
ما دراین طول پنجاه سال که تمامش را من شاهد بودم، شاید شما سنتان اقتضاء نکند، اما من تمام این پنجاه سال را از زمانى که رضاخان آمد اینجا و کودتاى آن زمان را کرد - ٩٩ ظاهراً - تا حالا ما شاهد این حکومت و طرز این حکومت و وضع اینها بودیم، رضاخان که آمد، این با دست انگلیسها آمد که بعد انگلیسها هم خودشان اقرار کردند این را که ما این را آوردیم، در رادیو دهلى، در جنگ عمومى و چون از ما تخلف کرد حالا داریم مىبریمش، بردندش آنجا که باید ببرند، ابتدا هم که آمد با حربه اسلام آمد، حربه اسلام را بر ضد اسلام، شروع کرد به کارهائى که مسلمانها از آنها خوششانآمد، خوب در ایران از باب اینکه قضیه سید الشهدا سلام الله علیه خیلى اهمیت دارد، این روى آن نقطه خیلى پافشارى مىکرد، خودش روضه مى گرفت و در تکایائى که روضهها بودند پاى برهنه مىگفتند مىرود آنجاها،