صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١
براى کارتر رئیس جمهور شدن مطرح است نه جان انسانها
شما خیال مىکنید که براى این پنجاه نفر که در اینجا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسى که در اینجا هستند، اینها دلشان سوخته و انساندوستىشان و حب به اهل ملتشان اسباب این شده، شما مطمئن باشید که مسأله این نیست، اینها فوج فوج سربازهاى خودشان براى اینکه خدمت به آنها بکنند مىفرستند به جبههها که بریزند در جبههها بکشند و کشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به کشتن مىدهند، براى اینکه یک صدائى در خود آمریکا پیدا بشود که این رئیس جمهور ما چه آدم کذائى است، وضع این، روحیه اینها اینطورى است، اینها وضع روحشان، روح الان دیگر آن روح اولى که فطرت انسان و فطرت اولى است، اینها از دست دادند، همه انسانها به فطرت صحیح موجود مىشوند، اینها عوض شدند، از آن فطرت اولیشان عوض شدند، اینها براى خاطر پنجاه و چند نفر که در ایران حبس اند، یعنى حبس هم خوب در محلشان هست، همان جائى که زندگى مىکردند حالا هم همان جا دارند زندگى مىکنند، آنطور هم که تا حالا به من اطلاع دادند و من همیشه سفارششان کردم در کمال رفاه هم هستند، منتها آنها سروصدا بلند کردند که اینها چطور و کذا. بعضى از اینها هم که رفتند آنجا گفتند نه، مسائل این نیست، نه براى خاطر این پنجاه و چند نفرشان دست و پاکنند همه تشبثاش این است که رئیس جمهور بشود، اصلاً تمام نظرش آنجاست و من به او قول مىدهم که نشود انشاءالله، رئیس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم مىکنیم دو سال دیگر هم، پنج سال دیگر هم بخواهى رئیس جمهور بشوى، آخر ارزش دارد که یک انسانى، یک ملتى را، ملت دویست و چند میلیون در نظر مردم اینطور جلوه بدهد ارزش دارد، براى پنج سال دیگر جنایت کردن، خوب، ریاست کردن اینها، همان جنایت کردن ارزش دارد. براى ریاست کردن که مساوى با جنایتکارى است پنج سال، اینکه اینقدر یک ملت امریکا را آنها که تقصیرى در این باب ندارند اینقدر آنها را آلوده کند و مردم دنیا را هم به ملت امریکا بدبین کند، تو خدمتگزار به ملت خودت هستى، تو اگر خدمتگزار به ملت بودى، مىگفتى خوب این خیانت کرده، ما این خیانتکار را مىدهیم دست کسانى که به او خیانت کرده، این خدمتگزارى بود، این آبروئى بود، همه ملت ایران براى تو هورا کشیدند، اما حالا چه شده؟ حالا نزدیک جنایتکار، بدتر از جنایتکار مىدانند، حالا مشتت باز شده و دیگر و تو را یک آدمى دانند که دارى ملت خودت را هم به باد مىدهى، ارزش دارد، اگر فرض کنید تو رئیس جمهور هم بشوى، این ارزش دارد که انسان به اینقدر جنایات خودش به پنج سال، حالا این شاه، شاه مخلوع از باب اینکه به قول خودش شاه بود مىگفت، من تا آخر عمرم شاهم. جنایات که مىکرد مىگفت: ارزش دارد، مىگفت من تا آخر عمرم هستم، نمىدانست که خداخواهد، اما شما رئیس جمهورى پنج ساله اید، شش ساله، یک همچو چیزى است، بعدش باید بروى، تا آخر هم که دیگر نوبت شما نمى رسد، رقباى شما هستند در این معلوم نیست، تو براى تو هم اینکه برسى به این مقام، الان براى تو هم، الان که تو نمىدانى تو مىشوى یا آن نفر دیگرى که کاندیدا هستند، تو سر هم دارید مىزنید، شما براى خاطر توهم اینکه من در پنج سال دیگر، شش سال دیگر مشغول به این ریاست و نمىدانم این بساط