صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٩
امیدواریم که حفظ بشود.
امروز روز این است که یک توجه داشته باشیم و آن توجه به اینکه دشمن را عقب بزنیم
توجه داشته باشید به اینکه امروز روزى نیست که ما و شما و ملت ما و همه توجه به گرفتارى خودشان، گرفتارى شخصى داشته باشند. یک روزى که یک گرفتارى براى اسلام دارد پیش مىآید، یک گرفتارى براى کشور دارد پیش مىآید، در معرض این است که مفسدها افساد بکنند و بخورند کشور را، برگردانند به حال دیگر که همه چیزمان از بین برود، روز این نیست که ما بنشینیم که حقوقم کم است، خانهام چه جورى است، الان روز این نیست.، باید الان ما این کشتى که از همه اطراف موجهاى بسیار خطرناک به او متوجه است، ما باید بنشینیم حالا که، همان نظیر خود کشتى، حالا اگر یک عدهاى در کشتى بودند و کشتى افتاد به خطر غرق، آنوقت اینها بنشینند بگویند که خانهمان چه جورى است!! هیچ کس نمىنشیند، همه در صدد اینند کشتى را نجات بدهند. یک وقت یک کشورى مبتلا شده است به یک چنین مسائل، مثل الان که کشور مبتلاست به، مواجه با یک قدرتى که تمام تبلیغات دنیا دستش هست، دولتها هم الا نادر، همراه او هستند، یک چنین موقعى ملت ما نباید در فکر این باشد که حالا در اداره که من مىروم جایم کجا باشد، در فرهنگ باید چه جور باشد. همه اینها یک موقع آرام باید طرح بشود.
امروز روز این است که ما تمام چیزهائى که مربوط به خودمان است، مربوط به ادارهمان است همه را کنار بگذاریم یک نظر، یک توجه داشته باشیم و آن توجه به اینکه این دشمن را عقب بزنیم و مىتوانیم و مىتوانید. یک ملت اگر یک چیزى خواست، نمىشود خلافش کرد، خدا به همراهش یدالله مع الجماعه یک جمعیت که براى خدا قیام کرده و با الله اکبر مطلبش پیش برده است این را نمىشود تحمیلش کرد. تحمیلاتى که بر ملتها مىشود از باب این بود که قشرهاى مختلف هر کدام مشغول کار خودشان بودند، آنها هم ایجاد اختلاف مىکردند بینشان، حرفهاى مختلف درست مىکردند که هر کدام دشمن همدیگر بودند، در قشرهاى مختلف مملکت کارهاى مختلف، این کى هست؟ ترک، آن کى؟ کرد، آن کى؟ سیستانى، آن کى؟ بلوچ، آن کى؟ فارس. حتى در یک شهر، این محله و آن محله با هم اختلاف داشتند، شاید شماها یادتان نباشد، محله کذا با محله کذا با هم اختلاف داشتند، که اگر از آن محله یک کسى مىآمد به این محله، کتک مىخورد و رفت. اینها یک چیزهائى بود حساب شده که نگذارند یک ملت با هم مجتمع بشوند، نگذارند که یک جمعیتهائى یک طرف بروند، متوجه بشوند به یک چیزى، متوجه به یک طرف. این وقتى اختلاف پیدا شد، نخواهد شد. خدا خواست که به همه نیرنگهائى که آنها داشتند ملت ما یکصدا شد، صدا هم همچو نبود که براى دنیا باشد، اصلش توجه به اینکه گرفتارى من دارم نبود، این مردم ریختند در خیابانها و در پشت بام، پائین و اینها و همه آن روزى که داد مىزدند این بود که این شخص، این سلسله، بلکه اصل شاهنشاهى باید