صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٨
نباشد، با چند نفر دزد از بین مىرود، اما اگر همانطورى که در گردنه اول مجهز و خودش را براى مقابله با سارق مهیا کرده، در گردنههاى بعد هم به همانطور مجهز باشد نمىتواند آسیب ببیند، شما حالا یک گردنه را گذراندید، آن گردنه شاهنشاهى است این را گذراندید، اما گردنههاى دیگر هست الان، باید هم بگذرانید و مىتوانید اگر آن معنائى که در میان حاصل بود که آن گردنه را از آن گذشتید آن را نگهش دارید، محکم نگهش دارید، همه گردنهها را خواهید گذراند.
علت اساسى مخالفت ضدانقلاب با جمهورى اسلامى و عملکردهایشان در مخالفت
امروز چیز مهم این است که اختلافات بکلى از بین برود، آنهائى که مىخواهند این جمهورى به آخر نرسد و ضربه دیدند از جمهورى اسلامى، ضربه دیدند از ملت ایران، و مىدانند این ضربه را از اسلام دیدند، آنها قدم به قدم مخالفت با اسلام مىکنند و مىخواهند نگذارند، نمىخواهند که جمهورى اسلامى پیدا بشود. اول راجع به جمهورى اسلامىاش، اسلامىاش را مىگفتند لازم نیست، بعداً نمىخواستند بگذارند بدهند، بعد هم در مجلس خبرگان بساط درست کردند تا رسید به اینجا که حالا مىخواهید رئیس جمهور معین کنید، اینجا هم باز همین مسائل پیش مىآید، بعد هم در مجلس شورا همین مسائل پیش مىآید. اینها نمىخواهند که یک مملکتى با رژیم اسلامى تحقق پیدا بکند براى اینکه ضربه را از اسلام خوردهاند. توطئههاى یک قسم زیادش به وسیله آنهائى که وابسته به آن قدرتهاى بزرگ، وابستگى به قدرتهاى بزرگ دارند. یک مقدار زیادش صرف مىشود فعالیتها در اینکه، نگذارند جمهورى اسلامى پیدا بشود، نگذارند یک رئیس جمهور متعهد و مسلمان دلسوز براى ملت، غیر وابسته به شرق و غرب پیدا بشود، این یک قضیه هست که شما با قدرت اسلامى پیش رفتید و خودتان چیزهایى که احتیاجات شخصى بود کنار گذاشته بودید. حالا هم باید همین طور جلو بروید و تا آنجائى که انشاءالله مستقر بشوید انشاءالله.
یک قضیه هم که دنبال این مطلب است و آنها باز جدیت در آن دارند این است که بار راههاى مختلف، گروههاى مختلف درست کنند و این یک گروهى که شما داشتید، همه یک حزب کانه بودید همه حزب خدا بودید، آن را مىخواهند از دستمان بگیرند. این وحدت را مىخواهند از دستمان بگیرند، یک جمعیتى هر چه افرادش زیاد باشد، اگر جمعیت با هم منسجم نشوند یک نحو وحدت پیدا نکند، آسیب برمىدارد، اصلاً خودشان آسیب خودشان مىشوند.
اگر یک جمعیتى در یک کشورى، در یک استانى، در یک شهرى با هم یک وحدتى نداشته باشند، اینها به جان هم مىریزند، بعداً خود باطنشان آسیب مىبیند و اگر چنانچه وحدت داشته باشند هر چه وحدت زیادتر باشد، آسیب کمتر مىشود. در راه که ما بودیم این نهضتى که داشتیم در اول راه، این وحدت و این انسجام زیاد بود، محکم بود، یعنى اصل فکر اینکه کى دشمن من است نبود تو کار، همه یک نظر بود، اگر هم یک فکرى بود خیلى در اقلیت بود، یک انسجامى بین ملت حاصل شد کانه از یک حلقوم صدا در مىآید، شما اگر در تهران مىآمدید همان معنا راشنیدید، در تظاهرات که در