صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٠
در آنجا، یا براى توطئه یا براى معالجه پناه دادهاند و ما از آنها مىخواهیم که خوب، این مجرم ماست، به حسب همه قوانین عالم، به حسب عقل، به حسب قوانین یک کسى که به یک ملتى ظلم کرده و مال یک ملتى را از بین برده و هدر داده و تمام حیثیت یک ملت را از بین برده است، این را بدهید اینجا ما محاکمهاش مىخواهیم بکنیم. حالا ملاحظه خواهید کرد که هر جا که یک جمعیتى باشد، یک سازمانى باشد، سازمان بینالمللى نمىدانم شوراى امنیت، سازمان حقوق بشر، هر جایى یک همچو جمعیتى باشد، ما را محکوم مىکند. الان شما ملاحظه مىکنید و همه دیدند و شواهد و پروندهها بیرون آمده است که این محلى که اسمش را گذاشتهاند سفارت، این اصلاً سفارت نبوده از اول معلوم شود سفارت نداشتهاند اینها، یک جایى محل جاسوسى بوده است اسم سفارت هم رویش گذاشتهاند. یک محل جاسوسى و یک عدهاى که شغل جاسوسى دارند در اینجا هستند، اشخاصى که متخصص هستند در جاسوسى و در امثال ذلک اینجا هستند. حالا شما خواهید دید که این جاسوسها را، همان اشخاصى که در اینجا جمع شدهاند و سازمان ملل را درست کردهاند و اجتماع در این معنا و شوراى امنیت و اینها، راجع به اینها، اینها را به عنوان - یک - دیپلمات دارند جا مىزنند، آنها هم تاییدشان مىکنند و ما هم همه جا محکوم. ضعیف همیشه محکوم است. ضعیف محکوم سرنیزه است. محکوم قلمهایى هست که این قلمها از سرنیزه بدتر است. محکوم این است که ابرقدرتها هر چه دلشان مىخواهد بگویند و هر کارى مىخواهند سر این ضعفاً، این ممالک ضعیف بیاورند و آنها هم صحه بگذارند. شما خواهید در این قصه ما، در این مصیبت مملکت ما و ملت ما و ملت اسلام خواهید دید که همه سازمانها با ما مخالفت مىکنند. آن روزى که خواستند که وزیر خارجه اینجا برود به آنجا براى نمىدانم چه، ما دیدیم که رفتن ایشان صحه گذاشتن به یک چیزى است که بر خلاف مصلحت اسلام است، بر خلاف مصلحت مسلمین است، از این جهت نگذاشتیم برود. اگر رفته بود، ما را محکوم مىکردند با دست خودمان، ما را محکوم مىکردند با کسى که خود ما فرستادیم آنجا و ما نمىخواهیم. وقتى که بناست ما محکوم باشیم چرا خودمان، خودمان را محکوم کنیم؟ بگذارید دنیا بداند که یک دسته دیگر، یک دسته دیگر را دارند محکوم مىکنند و یک سازمانهایى هم هست که مال آنهاست، آنها حق و تو دارند و هر جایى که بزرگها هر جایى که بر خلاف مصلحت آنها باشد و تو مىکنند و ماها هیچ حقى نداریم جز اینکه مصیبت بکشیم و صدایمان در نیاید. بنابراین اینطور سازمانها و اینطور بساط مسأله نیست که ما بتوانیم قبولشان بکنیم و بتوانیم به آنجا یک نمایندهاى بفرستیم و ما از اول اعلام مىکنیم که به حسب نظر شوراى امنیت و سازمان بینالمللى، ما محکوم هستیم. نظرهاى آنها ما را محکوم مىکند براى اینکه نظرهاى آنها همان نظر سرنیزه است، یک جا سرنیزه است و یک جا قلم است، این قلم از سرنیزه بدتر است. بنابراین دانم