صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٤
درجهاى واقع هستیم و هکذا و مثل آن طبیبى است که سرطان را برنداشته واین زبرى دست را دارد معالجه مىکند، آن سرطان کار خودش را مىکند، دیگر نه دستى مىماند و نه زبرى دست.
این سرطانى که الان در ایران ما هست و آن غدهاى است که ولده این غده بزرگهاست و براى آن غده بزرگ اینها کار مىکنند. اگر طبیبها، یعنى همه مردم که مىخواهند مملکتشان یعنى یک مملکتى باشد اگر دنبال این باشند این غده را از بین ببرند، دنبال این باشند که این زبرى دست را، من خانه ندارم،من خانهام کوچک است، من در اداره حقوقم کم است، من درجهام کم است، اگر ما مشغول این مسائل بشویم، فلان آدم مثلاً چه شده است حالا باید شکستش داد، فلان آدم احتمال مىرود چه بشود، نگذاریم بشود، از این مسائل که همه بر مىگردد به منافع شخصى، اگر ما برویم دنبال آنها و از این غده سرطانى که ما مبتلا به آن هستیم و نشستند در خارج کشور ما و چشم دوختند به اینجا و عمالشان در داخل کار مىکنند، خودشان در خارج کار مىکنند، اگر چنانچه ما دنبال آن نرویم و برگردیم به این کارهاى جزئى که مربوط به خودمان است خداى نخواسته مثل همان مریضى که به سرطان مبتلا شد و سرطان او را کشت و دیگر دستى باقى نماند تا زبرى دست بماند، کشورى باقى نمىماند تا ناراحتىهائى باقى بماند.
امروز روز اینست که همه با هم بدون اینکه فرصت بدهیم کوشش کنیم، این اختلافات را از بین ببریم، هر روز تحصن یک امرى است هر که یک ناراحتى پیدا مىکند تحصن مىکند، یک عده را وا مىدارد به تحصن، این به نفع کى تمام مىشود، این تحصن، این تحصنهاى یکى دنبال دیگرى به نفع کى تمام مىشود، یک دسته بیکار مىشوند یا ادارهشان را زمین مىگذارند و تحصن مىکنند، یا زراعتشان را زمین مىگذارند، و تحصن مىکنند، این به نفع ملت هست یا به نفع آنهائى است که خواهند با این تحصنهاى بعد از تحصن و ایجاد اختلافها بگردد حال کشور ما، برگردد به یک حالى که اگر از سابق بدتر نشود لااقل مثل او بشود، همه چیز ما را ببرند. اینجا باید همه عقلاء، همه نویسندهها مال این مملکتند در این مملکت تربیت شدند، این آب و خاک آنهاست، این مملکت حق دارد به نویسندگان، این مملکت حق دارد به روشنفکران، این مملکت حق دارد به گویندگان، این مملکت حق دارد به روحانیین، این مملکت حق دارد به دانشگاهىها، این مملکت حق دارد، این مملکت شما است، این مملکت همه است، به شما حق دارد، به ایشان، به خواهرها حق دارد، برادرها حق دارد. این مملکتى که الان حق دارد به ما، آن اسلامى که حق بر همه دارد، حق به بالاترها دارد، اگر اینها در معرض این باشند که خداى نخواسته سقوط پیدا بکند این نهضت، این حق به عهده ماست که ما باید نگذاریم، باید نجات بدهیم اینها را.
دست بردارید از این اختلافات جزئى که همهاش برمى گردد به نفسانیت خود آدم. به هر اسمى