صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٦
دادن که در بعضى جاها به من گفتند که در یک جا آن بیمار را آوردند لب صندوق رأى داده و همان جا مرده است، اینقدر ناتوان بود. اما براى رأى دادن گفته است که مرا باید ببرید رأى بدهم. این معلولین، این بیماریها اینهمه رأى دادند، آنهائى که سن قانونىشان نرسیده بود اعتراض داشتند به ما یک روز همین جا جمع شده بودند اعتراض به اینک خوب چرا ما رأى ندهیم؟ ما هم در اینجا شرکت داشتیم خوب ما هم رأى بدهیم. وضع اینطورى بود، ایران سابقه نداشت اینطوردادن بلکه دنیا هم سابقه معلوم نیست که داشته باشد. اینجا هم شکست خوردند شد نود درصد. دو جور رجوع به آراء، دو دفعه رجوع به آراء عمومى و ملت دو دفعه رأى داده است بر این قانون اساسى. حالا هم باز اشکال دارند. من نمىدانم اشکالشان این است که چرا ملت رأى داده است؟ شما صد دفعه دیگر هم اگر این قانون اساسى را به این ملت مسلم عرضه بدارید همان است که هست، به همان رأى مىدهند براى اینکه شما یا باید تبلیغ کنید که این ملت ما از اسلام رو برگرداند و بیاید طرف شما، آنوقت رأى نمىدهند. اما تا اسلام است، تا مبانى اسلام است، تا زیر سایه قرآن هستیم ما زیر بیرق اسلام هستیم همین است که هست، همین آش و همین کاسه صد دفعه هم از سر گرفته بشود همین است، یا همین آقایان که خبرگان هستند یا نظیر همینها ملت هم رأى به همین قانون اساسى و همین که موافق اسلام است، مخالفتى با اسلام ندارد به همین رأى دادند، صد دفعه دیگر هم به رأى بگذارید همین است. حالا یک عدهاى که ادعا مىکنند که ما مثلاً مىخواهیم دموکراسى باشد، یک عدهاى در مقابل همه ملت ایستادهاند و مىگویند که ما قبول نداریم. شما در دنیا به هر مکتبى رجوع کنید که آقا ملت یک چیزى را مىخواهد یک پانصد نفر، یک هزار نفر، یک ده هزار نفر (فرضاً باشند) اینها هم یک چیزى را مىخواهند، ملت رأى به این دادند، این چند نفر هم مىگویند که ما قبولش نداریم این را، مىگویند که اینها برخلاف آن چیزى که همه بشر بر آن متفق شدند برخلاف - او دارند مىگویند، برخلاف دموکراسى است، برخلاف اسلام هم است. اسلام که مىگوید، مىفرماید که شورا باشد کارهاتان، خوب این یک کارى بوده است و به شورا گذاشته شده است. وقتى که شورا یک چیزى را به اکثریت قبول کردند معنایش این است که همان را عمل بکنید، هر که رد بکند معنایش این است که ما قبول نداریم این را. این برخلاف دموکراسى است،برخلاف اسلام است، برخلاف مصالح مملکت است و حمله به همان جائى است که شما از آنجا پیروز شدید. همانى که به آن پیروز شدید حمله دارد مىشود. چشمها را باز کنید من دارم تکلیف را از خودم برمىدارم به گفتن، شما مکلفید که با توجه به همه مصالحى که دارید و مىکنید عمل بکنید، من مىگویم این توطئه است براى اسلام و به ضد اسلام و دلیلش این است که همانى که اسلام مىخواهد، به آن حمله کردند، جمهورى اسلامى را خواستند به آن حمله کردند، شما هم باید چشم و گوشتان را باز کنید.
جلوگیرى از مشتبه شدن جمهورى اسلامى در اذهان مردم
نگذارید اشخاص اشتباه بکنند، اگر چنانچه اشتباه دارند مىاندازند، مردم را تبلیغ کنید هر