صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٣
مشترکند. در اسلام همین برادرى است که مبداء همه خیرات است و اینها که مىخواهند این برادرى را از ما بگیرند غائله بپا مىکنند. برادرها را مىخواهند از هم با لهجه مختلف کنند، یک وقت هم غائله آذربایجان را به کار مىآورند که آنجا هم فریاد مىزنند که جمهورى آذربایجان، یعنى جمهورى آذربایجان جمهورى غیر از جمهورى اسلام است، یعنى به حسب فهم آنها آذربایجان جدا از اسلام. این هم توطئه است براى اینکه برادرها را از هم جدا کنند. اسلام، قرآن، عقد اخوت بین ما انداخته است المومنون اخوه مؤمنون، همه، نه ترک و نه فارس و نه عرب و نه عجم نه از چه، همه مؤمنین برادرند. این قرآن است. اینها که مىخواهند این برادرها را از هم جدا کنند در هر جا با یک نغمهاى وارد مىشوند و اذهان صاف جوانها را و اذهان صاف اشخاصى که در روستاها هستند اینها را تبلیغ مىکنند و برضد برادرهاى خودشان آنها را تجهیز مىکنند، این دست آنهائى است که تمام حیثیات این مملکت را در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال از بین بردند و تمام غارتگرىها را آنجا کردند و حالا چون از این جهت مأیوس شدند دنبال اینطور توطئهها برآمدند آنها فهمیدند که ضربه را از اخوت اسلامى کشور ما خوردند، اخوت اسلامى عملى. همه یک کلام مىگفتند، همه یک صدا درآوردند، همه الله اکبر مىگفتند، همه اتکال به خدا داشتند، همه جمهورى اسلامى مىخواستند. این جهت که همه با هم بودند و یکصدا جمهورى اسلامى مىخواستند، ضربهاى بود که بر آمریکا و رفقاى آمریکا خورد. آنهائى که تبع بودند. آنها الان یافتهاند که ضربه را از کجا خوردند، همان نقطهاى را که از آن ضربه خوردند هدف قرار دادند، همان چیزى را که موجب شکست آنها شده است حالا هدف قرار دادند، به همان موضعى که شما پیروز شدید آنها حمله کردند. موضع پیروزى اتفاق کلمه بود وحدت بین آذربایجان و کردستان و بلوچستان و ایران، همه جا بود، همه جاى ایران بود و اتکال به خدا آن جهت را که وحدت کلمه و طرح نبودن در انقلاب اینکه من از کدام طایفهام، شما از کدام طایفهاید، من چه مسلکى دارم، شما چه مسلکى دارید. این در انقلاب، در ابتداى انقلاب که همه با هم متوجه بودید به اینکه آن سد شیطانى را بشکنید آنوقت این مسائل اصلاً طرح نبود، مسأله احتیاجات هم طرح نبود مسأله اینکه ما امشب وقتى برویم منزل آیا شاممان چیست؟ منزلمان کجا است؟
رمز پیروزى نهضت گسستن از خود و پیوستن به خدا بود
شما شاید در تلویزیون دیده باشید آن کنار شهر تهران که این زاغهنشینان هستند، خوب اینها معلوم است که منازلشان چى هست و زندگىشان چى در تلویزیون که نشان داد گفت شما چه مىکنید روزها یا چه مىکردید. گفت ما صبح که مىشد زن و بچهمان را بر مىداشتیم براى تظاهرات مىرفتیم. اصلا به فکر اینکه من در این زاغه زندگى مىکنم، به فکر اینکه من بچههایم چه حالى دارند در این فکر نبودند. شما هم در فکر اینکه ما گرفتارى مان چیست مدرسه مان چه گرفتارى داریم معلممان چه آدمى است، شما هم این فکر را نمىکردید. این القاه افکار متعدد و پشت کردن بر خود و روکردن به خدا، حقیقت این است که ملت ما به خودش پشت کرد به خدا رو آورد، آن چیزهائى که نفسش خواهش