صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٠
افراد مملکت زود است برایشان آزادى، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد. شاهدش این است که در ارتش مىروى درجهها را مىکنند که ما نمىخواهیم، ما - چیز جامعه توحیدى مىخواهیم. کدام اسلام گفته جامعه توحیدى به این معنا. اسلام مىگوید نظم امور باید بشود. نظم امور با درجات است، نمىشود همین طورى. تو از براى خودت، من براى خودم که جامعه توحیدى نمىشود. این ضد جامعه توحیدى است. اینکه نظم توى کار نباشد ضد جامعه توحیدى است. اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم مىخورد. اگر مغز - اگر - حکم مىکرد دست اطاعت نمىکرد، به هم مىخورد اوضاعش. آن براى این است که به دنیا بفهمانند امروزى که ما در مقابل قدرتها ایستادهایم، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از براى اینکه خودش را اداره کند، این نظامش دارد به هم مىخورد و خورده است، این بازارش هم دارد به هم مىخورد، این کشتش هم دارد به هم مىخورد، این محتاج به این است که یک قیمى بالاى سرش باشد آن قیم کار را اداره کند. یک نفر آدم را بگذارند بالاى سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب، ما این وحشىها را خواستیم مهارشان کنیم.
اى جوانهاى عزیز من! گوش به این اشخاص ندهید که با برنامه دارند کار مىکنند. آنهایى که با توطئه و برنامه دارند بین شما کار مىکنند گوش به اینها ندهید، به خود بیائید، براى خود کار بکنید. تا گفتند جامعه توحیدى، هرج و مرج در ذهنتان نیاید، آنها به شما اینطورى مىفهمانند، آنها وسیلهاند از براى اینکه ما را نابود کنند. لازم است که همه بیدار بشویم، توجه کنیم به عمق مسائل. جوانهاى ما به عمق مسائل به آنطورى که آنهایى که سالهاى طولانى برنامه ریختهاند، سالهاى طولانى مطالعه کردهاند در احوال همه ما، در احوال همه ملت ما مطالعه کردهاند آنها، مىدانند در چه وقت باید چه بکنند براى اسارت ما، الان وقت این است که باطن این نظم را به هم بزنند. این جامعه ما از باطن بپوسانند آن را. مىبینید وقت این است. آنى که به اینها ضربه زده این انسجام بوده که ضربه زده حالا این انسجام را از بین ببرند، جدا کنند از هم، به جان هم بریزند اینها را، هر کسى از آن دیگرى تکذیب کند، هر کسى براى آن دیگرى پرونده درست کند، هر کسى براى آن دیگرى حرفى بزند. این معنایش این است که یک کشورى هست که یک نظام ندارد که اگر یک کسى یک کارى کرد، اگر یک فرض کنید که نظامى یک کارى کرد این را بشود مجازاتش کرد، ندارد یک همچو چیزى. هر که هر کارى دلش مىخواهد مىکند. چهار تا تفنگ دستشان افتاده، هر کارى بخواهند مىکنند. اینطور ما را به دنیا معرفى کنند که اینها یک جامعهاى هستند که نمىتوانند خودشان را اداره کنند. جامعهاى که نتوانست خودش را اداره کند این جامعه سفیه است جامعه سفیه محتاج به ولى است. یک ولىاى بیاورند، یک آدم بالاى سر ما بگذارند. خداوند انشاءالله همه شما را موید و منصور نماید.