صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٦
از کار در آمد، این نمىگفتند به آنها، آخوندها آن وقت مظلوم بودند. چهره مظلوم چهره محبوب است، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر مىشدید محبوبتر مىشدید، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود. چهره امروز، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید، چهره این است که وقتى که کار در اینها درآمد، اینها هم همانند. شما را به صورت دیگر در مىآورند، آنها هم که فرض کنید که در این کارى که من مىکنم یا شما مىکنید، دخالت ندارند، آنها را هم پهلوى شما مىگذارند با یک چوب مىزنند.
پس ما مسوولیت اسلام را داریم، مسؤولیت مسلمانها را هم داریم، مسوولیت روحانیت را هم داریم، همه چیز را داریم، همه چیز را داریم، همه مسوول و هر کس سعه نفوذش بیشتر، مسوولیتش بیشتر. کارى بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست، با یک صورت خوبى تحویل بدهید به اعقابتان، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود. اسلام نورانى است، با دست ماها مشوه مىشود.
کار بکنید که اسلام از ما گلهمند نباشد
و امروز روزى است که اگر خداى نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم، شکست خوردیم تا آخر. یک وقت بود که ما هى مىگفتیم که طاغوت هست، انشاءالله حکومت اسلامى بشود، انشاءالله آن درست مىشود، همه حرفمان این بود، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را مىخواهیم.
اگر خداى نخواسته حالا یکى اینطور شده، به واسطه کجروى ماها، کجروى طوائف مختلف، کجروى احزاب، بعضى از احزاب، اگر خداى نخواسته از باطن ما را تهى کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست، مهم اینست که با به جان هم ریختن، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا، بگویند سر و کار آنها با دنیاست. قلم آنها دستشان هست، همه چیزهاى گروهى، رسانههاى گروهى دست آنهاست، ماها یک ملت ضعیفى هستیم، و جز یک حربه که ایمان بود، نداشتیم. همه تبلیغات مال آنهاست، ما راه تبلیغى نداریم، کارى ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جاى دنیا بگویند که اسلام اینطورى بود که در ایران بود.
شما ملاحظه مىکنید در بعضى از این ممالک که اسم اسلامى رویش هست، الان هم در همه جا مىگویند که اسلام این است که در اینجاست، خوب، این یک چیز، مائى که ادعا داریم و ادعا مىکنیم همهمان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها مىگویند، اسلام یک اسلامى است که حکومتش یک حکومت خاص است، رژیمش یک رژیمى است غیر همه رژیمهاى دنیا، عدل و انصاف هست در آن، حکومت خداست. مائى که این حرف را مىزنیم و صحیح هم هست حرفمان اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد، مگر منافق چیست؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود، راجع به اصل اسلام مىآمدند مىگفتند ما مسلمانیم و نبودند.
ما ادعا مىکنیم که ما روحانیون مىگذاریم، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم. بیخود هى