صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٤
دانشگاهها و دانشسراها اینها که ما داریم، فرمهایش فرم غرب است، دادگاههاى دادگسترى هم همین طور است، مراحل دادگاهى هم از غرب گرفته شده است و همه چیز را از غرب گرفته اند، فرهنگ به این غنىاى کنار زده شده است و چسبیدهاند به فرهنگ غرب، آنهم نه فرهنگ اصیل غرب، فرهنگ استعمارى غرب. غرب همه چیز استعمارى دارد، طب استعمارى دارد، فرهنگ استعمارى دارد، صادر مىکند براى کشورهائى که عقب افتادهاند به اصطلاح آنها آن چیزى که مناسب با آنجاست به طورى که وابستگى داشته باشد، آنها مىخواهند ما وابسته باشیم و چیزهائى که به ما مىدهند چیزهائى است که وابستگىآورد، استقلال نمىخواهند ما داشته باشیم، استقلال فرهنگى نمىخواهند داشته باشیم، استقلال فکرى نمىخواهند داشته باشیم، عمالى که آنها تربیت کردهاند در پیش خودشان و صادر کردند براى ما، آنها هم کمک کردند به آنها و طرز فکر جامعه را طورى عوض کردند که اگر یک مطلبى غربى نباشد جامعه نمىپذیرد این را، حالا شاید در این نهضت کم شده باشد، لکن شما مىدانید که قبلاً تا یک اسم غربى روى دوائى، روى یک فاستونى، روى چیز دیگرى نبود، مردم هم نمىپذیرفتند. خیابانها، خیابانهاى ما باید یک اسم غربى داشته باشند،از همان اشخاصى که ما را آنطور ناتوان کردند و آنطور چپاولى کردند و آنطور ستمها را به ما کردند، بعض از خیابانهاى ما به اسم همانهاست، همانهاى غربى، همانهاى آمریکائى، خیابانهاى روزولت. مثلاً اگر جنسى رویش اسم غربى نمىبود، آن را درست نمىپذیرفتند، اگر یک دوائى نمىگفتند از غرب آمده است نمىپذیرفتند، چیزهائى که خود ملت درست مىکرد باید با اسم غرب فروش برود.
این غربزدگى است، یعنى بازار ما هم غربزده هست، یعنى ملت ما الان باز هم غربزده هست، و تا از زیر بار این در نیائید و تا این وابستگى مغزى و فکرى از بین نرود، رشد حقیقى پیدا نمىشود و شما نمىتوانید مستقل بشوید، شما اگر بخواهید از همه وابستگىها خارج بشوید، اول این وابستگى مغزى را، قلبى را کنار بگذارید، گمان نکنید که هر چه آنها دارند خوب هست، اگر یکى فرض کنید که یک پیشرفتى داشته باشد در صنعت، این دلیل این نیست که پیشرفت دارد در فرهنگ، گاهى اشتباهات مال همین جاهاست که آن که مثلاً فرض کنید فلان طیاره را درست مىکند به خورد ما اینطور مىدهند که همه چیزش اینطورى است و حال آنکه نیست اینطور، فرهنگشان مثل فرهنگ ما نیست، علم حقوقشان مثل ما نیست، علومشان مثل ما نیست، علم فلسفهشان مثل ما نیست، طب هم از شرق اخذ کردهاند. کتب شرقى در دانشگاههاى آنجا تا آن اواخر، شاید حالا هم باشد تدریس مىشده است، ما اگر بخواهیم از این بیچارگى بیرون برویم، باید این وابستگى مغزى را کنار بگذاریم، باید دانشگاههاى ما یک دانشگاههائى باشد که تا مدتها زحمت بکشند این جوانها را از آن حال سابق رژیم شاهنشاهى برگرداند به یک حال سالم رژیم اسلامى.
باید زحمت بکشند، جوانهاى ما هم باید جدیت کنند در این معنا که خودشان را گم کردند، پیدا بکنند، تا اسم غرب مىآید، خودشان را نبازند. شما دیدید که در مقابل غرب ایستادید، آنهم در آن چیزى که غرب جلو افتاده است، در نظامى، در تجهیزات عرض مىکنم که با سلاح و امثال ذلک، شما در مقابل