صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٤
طمعش محدود است که به یک کشور، دو کشور، ده کشور اکتفا کند، انبیاء آمدند محدودش کنند یعنى مهارش کنند، این حیوان افسار گسیخته که به هیچ حدى از حدود محدود نیست، اگر آزاد بگذارند و این را تربیتش نکنند افسار گسیخته است، به طورى که همه چیز را براى خودش مىخواهد و همه کس را فداى خودش مىخواهد، انبیاء آمدند که این افسار گسیخته رامهارش کنند و بیاورند تحت ضوابط و بعد ار اینکه آن مهار شد، راه نشانش بدهند براى اینکه تربیت بشود، یک تربیتى که برسد به آن کمالاتى که تا آخر براى او سعادت است.
نه اینکه مطرح دنیاست فقط این طبیعت است! پیش انبیاء این دنیا وسیله است، یک راهى هست، راه هست براى رسیدن به یک مقصد عالى دیگر که خود انسان نمىتواند و آنها مىدانند، آنها مطلعند به اینکه منتهى به چه مىشود اگر افسار گسیخته باشد و منتهى به چه مىشود اگر مهار باشد، از یک راهى که راه هست براى رسیدن به آن درجات عالیه انسانیت، آنها همه امورى که در نظر این حکومتها مقصد است، در نظر انبیاء راه است، تمام دنیا در نظر انبیاء خودش یک مقصود نیست، خودش یک محراب و مقصد نیست، خودش یک راه است که از این راه باید برسند به مرتبهاى که آن مرتبه، مرتبه عالى انسانى است که اگر یک موجودى، یک انسانى این مرتبه عالى انسانى را به آن رسید، این سعادت دارد و سعادتش محصور به این عالم نیست، در همین عالم هم سعادت دارد اما محصور نیست، مقصود یک عالم ماوراء این عالم هست، آنها ماوراء را دیدند، یک عالم غیبى که بر ما الان مجهول است، آنها دیدند و آمدند که این اشخاص که اگر رهاشان کنند افسار گسیختهاند و هر کارى که مىخواهند مىکنند آنها را، هم قوه غضبیهشان را، هم قواى شهوانىشان را و هم قواى شیطنتشان را که همه را دارد، اینها را اول مهار کند و بعد از مهار، یک راهى که باید بروند و این قوا مخالف با او هستند آن را بروند، راه مىبرند براى رسیدن به آن مقصد اعلاء آن کار انبیاء است، معالاسف این کارى که انبیاء خواستند مى کنند و همیشه هم دنبالش بودند، کم موفق مىشدند، موانع زیاد بود براى اینکه انسان به حسب طبع خودش مایل به شهوات و شهوت، غضب و شیطنت و این مسائل است و آنهائى که مىخواهند مخالفت با این بکنند، این را مهارش کنند، مبتلاى به یک مخالفتهائى، مبتلاى به یک موانعى مىشوند که موفق نمىشوند به آن. کم موفق شدند، لکن معذلک هر چه که سلامت در دنیا هست و برکت هست، باز از همین کوشش انبیاء است که کوشش کردند تا آن حدودى توانستند، تا آن حدودى که شعاع تعلیماتشان رسیده است، تا آن حدودى توانستند تا یک حدودى محدود کنند، مطلقاً مشکل بوده است و کم رسیدند، لکن باز هر چه خوبى هست از آنهاست که اگر انبیا را از روى بشر منها کنند، اسقاط کنند، آنوقت خواهید دید چه خبر است، دنبا چه خواهد شد. این انبیاء بودند که مردم را محدود کردند و تا یک حدودى موفق شدند و تا یک حدود این برکت و خیرى که در عالم هست از برکت آنهاست.