صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٠
نظم نبون معناى خودسرى است، خودسرى منافى با جامعه توحیدى است، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدى است. آنهائى که به خورد جوانها مىدهند، جوانهاى ما مىدهند که جامعه توحیدى مىخواهیم پس نه افسرى و نه درجهدارى و نه چیزى، همه ما سرباز باشیم، کى از کى اطاعت کند. چه وقت مىتوانید وحدت پیدا کنید، هر کدام اینها مثل او، انسجام از کجا پیدا بشود. وقتى نظم نباشد، وقتى هر کسى براى خودش علیحده باشد و سرخود باشد، انسجام پیدا نمىشود. شما صد میلیون قاطر چموش را مىتوانید وادار کنید به یک کار، صد میلیون کارى یک کار انجام مىتوانند بدهند، همه تو سر هم مىزنند صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد. حضرت امیر در دستورى که مىدهد مىگویند که امورتان را نظم بدهید. نظم همین، نظام همین است. همه جامعه باید نظم داشته باشند، انحصار به ژاندارمرى و انحصار به ارتش و اینها نیست، همه جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین مىرود. حفظ نظام، یکى از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد. آنهائى که مىگویند نظام به این معنا نمىخواهیم و همهمان یک جور، همهمان بدون اینکه یک ضابطهاى در کار باشد عمل بکنیم، خلاف قرآن دارند عمل مىکنند، خلاف اسلام دارند عمل مىکنند، خلاف مصالح مملکت دارند عمل مىکنند. آنها در خارج نشستهاند و مىخندند به ما که اینها را ما بازى دادیم، خودشان را به جان هم انداختیم. آنها در خارج نشستهاند و به ما مىخندند که ما احزاب را وادار کردیم که به جان هم بیفتند. هر کس براى دیگرى حرف مىزند. شما روزنامهها را که مىخوانید مىبینید که در روزنامه زیاد این به چشمتان مىخورد که این به او بدگوید، این به او بد مىگوید. حالا که قلم آزاد شد باید اینطور باشد که هر کس به دیگرى هر چه دلش بخواهد بگوید و هر کس به دیگرى کارى بکند که این مملکت از نظم بیرون برود، از نظام بیرون برود، این معناى آزادى است؟ آن آزادى که در ممالک که ما را مىخواهند بخورند هست، اینطورى است؟ اگر اینطور بود، انسجام را پیدا نمىکردند، این ترقیات را پیدا نمىکردند. آنها با اسم آزادى که در این مغز این جوانها مىاندازند، با اسم آزادى مىخواهند شما را تحت حمایت خودشان قرار بدهند و آزادى را از شما سلب بکنند، آنها دارند مىفهمند چه مىکنند به اسم اینکه انقلاب کردید آزادید دیگر، آزادند دیگر، تو به او بد بگو، او به او بد بگوید، او قلم بردارد و به ضد تو بگوید، تو قلم بردار به ضد او بگو، آنها مىدانند دارند چه مىکنند، مىخواهند آزادى شما را با آزادى سلب کنند، آزادى ناسالم در شما ایجاد کنند و آزادى حقیقى را از شما بگیرند و یک روزى همه ما باز گرفتار یک همچو مسائلى بشویم یا بدتر از آن. باید دانشمندها، روحانیین، خطبا، سران لشگر، سران ژاندارمرى مردم را آگاه کنند، جوانها را آگاه کنند که دارند گول مىخورند، دارید به یک راهى مىروید که راه دشمنتان است گولتان زدند و من امیدوارم که خداوند ماها را بیدار کند و به وظائف اسلامى خودمان آشنامان کند و انشاءالله من به شما مژده پیروزى مىدهم براى اینکه ما براى خدا مىخواهیم کار بکنیم انشاءالله و کسى که براى خدا کار مىکند شکست در آن نیست ولو کشته بشویم شکست نداریم. حضرت سیدالشهدا هم کشته شد لکن شکست خورد؟ الان بیرق او بلند است و یزیدى تو کار نیست.