صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠١
هم کار بکنند، مردم، مردم باید مشغول کار بشوند، یک مملکتى است که احتیاج به نیروى کار دارد اگر این نیرو به خدمت دیگرى کشیده بشود به کارهاى دیگر کشیده بشود این موجب این مىشود که نتوانند این حاجتى که ملت دارد برآورده کنند پس در رأس همه چیزها این است که یک کشورى راجع به ارزاقش محتاج نباشد به خارج، راجع به گوشتش و راجع به نانش و راجع به اینطور چیزهایش، محتاج نباشد. و این لازم است که دامدارىها که رواج پیدا کنند و همین طور کشاورزى به طور وسیع درست بشود. دیروز بود ظاهراً که برادرهاى قمى ما که آمده بودند اینجا، آنها مىگفتند که قم امسال خودکفاست براى اینکه فعالیت شده است، خود مردم، و جهات مختلفه شده است که زمینهاى زیادى زیر کشت رفته است و روى اینکه آن زمینهائى که زیر کشت رفته است و فعالیتهاى دیگرى که سایر کشاورزها کردند، اگر بشود و انشاءالله درست عمل، قم احتیاج به خارج ندارد.
من خیلى از این جهت خوشحال شدم و اظهار تشکر کردم نسبت به آنها و خداوند انشاءالله حفظ کند آنها را. این مطلب همه جا باید بشود این مطلب در همه جاى ایران باید بشود، یعنى هر منطقه باید کوشش کند که براى منطقه خودش خودکفا باشد، خوزستان آب فراوان، زمین فراوان دارد، هم آب فراوان دارد، هم زمین فراوان دارد، این اگر چنانچه کمک بشود، هم از طرف دولت کمک بشود، هم ملت، دست به دست هم بدهند و هم مردم دست به دست هم بدهند و آنجا را کمک کنند و کشت کنند و دیمى، آبى، ایران هم دیمش خوب مىشود، هم آبش از دیمش بهتر هم باشد و بیشتر هم، دیم چیز مىکند یعنى اگر آبى یک تخم هشت درصد متداول باشد شاید آن بیست آن بشود. در هر صورت این یک تکلیفى است الان براى ما، نه قضیه یک مسأله عادى است. الان مملکت ما در این امر یک وضع غیر عادى دارد زندگى مىکند. وضع عادى نیست که انسان بگوید که خوب، نمىخواهم حالا این منفعت داشته باشیم. یک وضع غیر عادى است که نمىتوانیم بگوئیم کهخواهیم. معنى نمىخواهیم این است که وابسته به خارج باشیم، وابستگى به خارج این است که همه چیزمان را دوباره در اختیار آنها بگذاریم.
پس بنابراین، یک تکلیف شرعى است، نه یک امر عادى باشد که ما از زراعت امسال ما دلمان نمىخواهد زیاد نفع ببریم، نه این مسأله اینطور نیست، دلخواه نیست، در این وضع غیر عادى که ما به او ابتلاء داریم، این یک تکلیف هم ملى است و هم شرعى. یعنى اگر ما بتوانیم یک کارى بکنیم و نکنیم، پیش خداى تبارک و تعالى مسؤول هستیم. این یک باب است که باب کشاورزى و دامدارى و چیزهائى که مربوط به ارزاق مملکت است، یک مملکتى که مىتواند و مىتوانست در دامدارى جورى باشد که حتى به خارج هم شاید مىتوانست بدهد، حالا باید گوشتش را از یک جائى بیاورند و گندمش را از یک جائى بیاورند و تخم مرغش را از یک جائى بیاورند و همه چیزش را از یک جائى، براى ما عیب است این مطلب که ما همه چیزمان به دست غیر باشد و چشم مان به این باشد که نان ما را، که گوشت ما را بدهد.
بنابراین باید همت کنند، همه قشرها همت کنند و این حاجت، ارزاقى را که ما احتیاج به او