صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٨
آزادى مطبوعات و احزاب، دستآورد ماهیت اسلامى انقلاب است
در عین حالى که تمام انقلاباتى که در دنیا پیدا شده هیچ کدام بهتر از ایران نبوده، دنبال سر انقلابات، میلیون، میلیون و نیم کشته مىشوند (براى من صورتش را آوردهاند) این انقلاباتى که واقع شده است، دنبال سرش یک میلیون، یک میلیون و نیم کشتار، دو میلیو حبس، در کشور را مىبستند به همه جا. الان هم هر جا که شما نگاه کنید که یک انقلابى واقع شده است و یک کودتائى واقع شده، یک چیزى واقع شده، در کشورشان را به خارج بستند، همه فرودگاهها را ممنوع کردند، تمام مطبوعات را قدغن کردند که نباید منتشر بشود. براى مردم اختناق پیش آوردند، اختناق فوق آن اختناقهائى که سابق بوده و گاهى هم به مجردى که این پیروز شده، قتل عام ایجاد کردند، شروع کردند به کشتن مردم، هر که احتمال مىدادند که یک چیزى باشد مىکشتند، نه اینکه یک کسى را، یک شهرى را قتل عام مىکردند. و انقلاب ما از باب اینکه اسلامى بود، از باب اینکه از ملت بود، انقلابى نبود که یک قدرتى به یک قدرت غلبه کند، یعنى یک قدرت نظامى، یک کودتائى شده باشد، این حرفها نبود، متن نهضت از خود مردم جوشید، از خود مردم، بین زن و مرد و انقلاب هم اسلامى بود، اسلام اینها را وادار کرد که یک همچو انقلابى بکنند، همچو انقلاب اسلامى که از متن ملت بجوشد، دنبالش دیگر این مسائل کم است، هست، اما کم است و لهذا دیدید که دنبال این انقلاب، تمام راهها و همه جاها هم باز بود، هیچ - یک - جائى را جلویش نگرفتند، تمام روزنامهها و احزاب آزاد شد، آزاد آزاد و کشتار نسبت به مردم هیچ نبود در کار، آنطورى که آنجا بساط درست مىکردند نبود، بله آنهائى که کشتار کرده بودند گرفتند بعضىشان را محاکمه کردند و بعد از محاکمه به جزاى خودشان رساندند، اما اینطور نبود که همین طور درو کنند مردم را، یک میلیون جمعیت را بکشند، این حرفها نبود در کار و اینطور مسائل در عین حالى که در ایران نبوده است و باید گفت ایران آرامترین انقلاباتى که در دنیا واقع شده. انقلابات دیگر با یک سال و دو سال و سه سال اینها درست نمىشود، جنگ باید بشود، اینقدر خونریزى، چه، چه، یک سال، دو سال جنگ بشود تا بعد یک قدرتى بر قدرت دیگر پیروز بشود. اینجا آنجائى بود که انقلاب بود، واقعاً انقلاب بود. مرحوم قرنى به من گفت که سه ساعت و نیم، سه ساعت و نیم غلبه کرد ملت بر رژیم. یعنى آنوقتى که آنها کودتا مىخواستند بکنند در تهران ما بودیم و آنها بنا داشتند کودتا بکنند و جلویش گفتند روز هم باید بیرون نیائید، حکومت نظامى را روز قرار دادند. آن حکومت نظامى روز را خدا خواست که شکسته شد. آنها به من بعد گفتند که اینها بنا داشتند که کودتا بکنند و خیابانها را وقتى که مردم نیستند، خیابانها را همه را بگیرند و شبش کودتا بکنند، مردم که ریختند در خیابانها اینها این طرحى که داشتند خنثى شد و ایشان مىگفت که آنکه جنگ بین ملت و دولت واقع شد و رژیم واقع شد سه ساعت ونیم بود، در صورتى که جاهاى دیگر الان شما مىبینید که افغانستان چند سال است که همه مسائل هست و حالا هم معلوم نیست کى ختم بشود براى اینکه آنجا یک کودتائى است. کودتا یک نفر آدم بخواهد انجام بدهد، یک قدرتى مىخواهد یک ملتى را از بین ببرد، اما یک ملت خودش آمده است و خودش آمده و حریفش را بیرون کرده، دیگر خود ملت