صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٦
هستند، هر که براى خودش یک فکرى مىکند، هر کسى براى خودش یک راهى دارد، هر چه زیاد باشند، فساد آن زیادتر مىشود عوض اینکه وقتى عدد زیاد باشد کار را انجام بدهد، وقتى اینطور شد، کارها معطل مىماند. حالا اگر بنا شد این قطرهها به هم اتصال پیدا بکند، اگر بنا شد که یک قطراتى با هم متصل شدند لکن یک قطرات دیگرى هم علیحده متصل شدند، یک قطرات دیگر هم علیحده متصل شدند و اینها هر کدام یک راهى گرفتند، باز هم کارى از آنها نمىآید و اگر اینها مثلاً فرض کنید که قواى نظامى، انتظامى اگر چنانچه یک میلیون جمعیت باشد لکن دستجات مختلفى که هر کدام براى دیگرى کارشکنى کند، این از باطن مىپوسد به جاى اینکه با روشهاى مختلف یک قوهاى باشد که در مقابل دشمن بایستند قواى مختلفهاى است که خودشان به هم ریزند. اگر در باطن یک ارتشى، پوسیدگى پیدا بشود خودش وا مىرود دیگر محتاج به این نیست که یک قدرتى بیاید او را بخواهد از بین ببرد، این خودش از بین مىرود، خودش از باطن مثل یک خربزه کرم زده، از باطن فاسد مىشود، ملت هم همین طور است.
اگر چنانچه ٣٥ میلیون جمعیت، ٣٥ میلیون یک نفرى باشد، یا ٣٥ میلیون جمعیت ٣٥ دسته باشند هر کدام فرض کنید یک میلیون، این ٣٥ دستهاى که هر کدام یک میلیون مىشوند وقتى در داخل یک مملکتى با آراء مختلف، با نظرهاى مختلف، اینها آسیب مىبینند، محتاج نیست که از خارج به ما حمله کنند خودمان در داخل خودمان را مىخوریم، تمام مىکنیم.
ایجاد بىنظمى توطئهاى است از جانب دشمنان براى از بین بردن وحدت و انسجام
الان آنهائى که دیدند که ٣٥ میلیون با هم منسجم شده بودند این قدرت بزرگ را از بین بردند و قدرتهاى خارجى که قدرت عالم بود نتوانست آن آدم را نگه دارد، ملت پیش برد، آنها هم مطالعه دارند ببینند که این خیلى هم مطالعه نمىخواهد، مطلب واضحى است که ٣٥ میلیون جمعیت با هم باشد وقتى ٣٥ میلیون جمعیت یک ملت با هم شدند، این آسیب نمىبیند، وقتى هم هجوم کند اینها پیش مىبرند، دیدند که این انسجام ما را پیش برد، به ما کمک کرد، پیش برد و پیروز کرد این انسجام را مىخواهند به هم بزنند. در همه جا اینها اشخاصى دارند که دنبال همین معنا هستند، همه جا، در دانشگاه دارند، بازار هم دارند، خیابانها هم دارند، از آنجاها بیشتر در ارتش دارند، در ژاندارمرى، در شهربانى، در پاسداران، اینها همه جا آدم دارند و همه هم مقصدشان این است که ما را از باطن بپوسانند. مقصد این است که بگذارند خودشان خودشان را بخورند، محتاج نیست به اینکه یک حملهاى از خارج بشود، زحمتى به خودشان بدهند که از خارج بشود که بگذارند خودشان خودشان را بخورند. هر جا یک بساطى درست کردند که انسجام را از دست بگیرند، جائى که باید نظم برقرار باشد تا منسجم بشود، تا نظم نباشد انسجام نیست، مىروند نظمش را از بین ببرند، وسوسه بکنند، این جوانها عقدههائى از سابق دارند، این عقدههایى که از سابق، اینها در آن عقدهها انگشت مىگذارند و وسوسه مىکنند، این عقدهها را دم به آن مىدهند، این عقدهها را باد به آن مىزنند و از آن راه نظم را به