صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٦
پیروزى را شماها در آغوش بگیرید.
عوامل پیروزى انقلاب و انگیزه مردم براى جنبش
لکن مهم دو مطلب است، یکى که بسیار مهم است، این است که جوانهاى ما در هر رشتهاى که هستند و خصوصاً آنهائى که در رشته خدمت به نهضت هستند، چه آنهائى که در کمیتهها هستند و چه آنهائى که پاسدار هستند و چه قواى انتظامیه و همه قشرها، توجه کنند که اسلام که ما را پیروز کرده است همان فریاد الله اکبر و تقاضاى شهادت که در همه قشرها پیدا شده است. پدرش که فرزندش را از دست داده افتخار مىکند که شهید شده است، مادرى که چند تا فرزند داشته و بعضىاش را از دست داده و آرزو مىکند، مىگوید، دعا مىکند، آنهاى دیگر هم شهید بشوند. و این دنبال این است که نهضت اسلامى بوده است. اگر چنانچه یک نهضت غیراسلامى بود، براى دنیا بود، معنا نداشت که یک کسى بگوید. من بچههایم را مىدهم براى دنیا، چون براى خداست و نهضت براى خدا بوده است. در آنوقتى که همه شما توجه داشتید به اینکه پیش ببرید، هیچ راجع به خودتان دیگر توجه نداشتید و باید گفته بشود که از خود گذشته و به خداى تبارک و تعالى پیوسته بودید پیروزى را به دست آوردید، آن هم یک پیروزى که در تاریخ نظیر باید گفت ندارد.
در طول تاریخ بسیار کم است انقلابى که از متن مردم جوشیده باشد
تقریباً تمام انقلاباتى که پیدا شده است به توسط یک قشر نظامى، یک حزبى که پیوند با نظامى داشته است، یک اشخاصى که از غیر، از خارج تقویت مىشدند واقع شده است. شما همین کودتائى که در افغانستان در این چند روز واقع شد یک شخص که اعلام کرده است من کمونیست هستم، از سران کمونیست بوده است، با نظامى کشور شوروى این کودتا را کرده است، آن هم الان معلوم نیست که بتوانند به آخر برسانند، ملت افغانستان هم یک ملتى است که بپا خاستهاند، لکن کودتاهایى که در آنجا هى پیدا شده است، هى یکى بعد از دیگرى، حکومتهاى نظامى بوده است و به وسیله خارجىها بوده است. سایر کودتاها هم اینطور بوده است، انقلاباتى هم که پیدا شده است، آن مقداریش که نظامىها دخالت داشتند و احزاب دخالت داشتند، ملت آنقدر دخالت نداشت. شما شاید در طول تاریخ کم پیدا کنید یک انقلابى که از متن خود مردم جوشیده باشد و هیچ اتکائى به قوه نظامى، به قدرت خارجى نداشته باشد، اسلحه نداشته باشد، تعلیمات نظامى در کار نباشد، همین توده مردم، دانشگاهى که شغلش تحصیل بوده، طلبه که شغلش تحصیل بوده، بازارى که شغلش کسب بوده، کشاورز که شغلش معلوم بوده است و آنهائى که در کارخانهها کار مىکردند، همه یک شغلهاى خاصى داشتند و اصل نظامى در کار نبوده، نه تعلیمات نظامى دیده بودند، نه سازوبرگ نظامى داشتند، با یک قدرت معنوى یک تبدیل از انسان مادى به انسان معنوى پیشبرد شد.
آنها مجهز به همه قوا، به همه آلت تجهیز، داراى همه جور ساز و برگ جنگى و افراد نظامى که