صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٨
دارند، آن مملکتهاى دیگر است لکن احزابى که آنها دارند فرم آنها یک جور دیگر است اینطور نیست که یک کارى بکنند که براى کشورشان مضر باشد، لکن وقتى صادر شد به این مملکتها براى اینکه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابى درست مىشود که به حال کشورشان مضر است. اینها یک چیزى درست مىکنند که اینها خیال مىکنند باید ما احزاب داشته باشیم. عمق این مطلب که احزاب آنجا، ضعف آنها چه جور است و احزاب اینجا باید چه جور باشد، این را درست ادراک نکردند، احزاب درست کردند لکن هر حزبى براى دیگرى کارشکنى مىکند، آن حزب هم براى او. یک مملکتى که محتاج به این بود که همه احزاب آن مجتمع باشند براى پیشرفت مملکت، همه احزاب درست شد و همه با هم مخالف هستند، معالاسف از این ممالک ما که تعلیماتش تعلیمات الهى باشد، باید ببینند چه گفتند تا اطاعت بکنیم.
حفظ نظام از واجبات شرعیه و عقلیه است
خلاف تعلیمات اسلامى مجتمعات مختلف درست مىکنند. قرآن مىفرماید که: المومنون انما المومنون اخوه و غیر از برادرى پیش مؤمنین پیش مؤمنین چیزى نیست، منحصر برادرند نه غیر برادر، هیچى نیستند الا برادرى. این هیچ نیست الا برادرى، براى این است که اگر ما هیچ جهتى را ملاحظه نکنیم الا برادرى خودمان را، انسجام پیدا مىکنیم. همه مؤمنین را، همم مؤمنین را قرآن مىخواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین، اگر همه مؤمنین در قطرهاى اسلامى، در تمام کشورهاى اسلامى همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند، قابل آسیب دیگر نیست. اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان، یک میلیارد جمعیت مسلمان که معالاسف یک میلیارد جمعیتى هستند که تحت سلطه غیر هستند، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها، اگر این برادرى در همه جا بود، اگر این برادرى در تمام قشرهاى ملتها بود، این گرفتارىها براى ما پیدا نمىشد، برادرى این نیست که من یک کارى بکنم بر خلاف دستور، بر خلاف نظام، شما هم یک کارى، این خلاف برادرى است.
حضرت امیر هم برادر بود با همه، مسلمان بود، مومن بود، برادر بود، راس مؤمنین بود و برادر بود. عقیل هم برادر حضرت امیر بود، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم، من از تو اطاعت نمىکنم، این خلاف برادرى بود براى اینکه برادرند در اینکه آن معنایى که اسلام مىخواهد با هم پیش ببرند، این برادرى است، برادرى را براى این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند. اگر در یک نظامى فرض کنید در ژاندارمرى یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم، ما از تو اطاعت نمىکنیم، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامى براى آن مقصدى که خداى تبارک و تعالى فرموده است شماها برادر هستید، بتوانید برادرى کنید. برادرى در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند براى پیشبرد مقصد. پشتیبان هم بودن این