صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٣
رفت آن طرف و در عین حالى که اهل قلعه هم، خوب، افرادى بودند، قلعه را باز کرد. وقتى روحیه قوى باشد، اعتماد به خدا داشته باشد، وقتى یک جمعیتى به خدا اعتماد داشته باشد این جمعیت پشتوانهاش خداست و جمعیتى که پشتوانهاش خداست شکست ندارد. یکى این است که باید همین روحیه را تقویت کرد. هرچه نصرت مىخواهید دست اوست. گمان نکنید که ایران، ملت ایران خودش یک همچو قدرت بزرگى را، یک همچو قدرتى که همه هم دنبالش بودند خودش بدون تاییدات غیبى که شد شکست داد. ایران چه از بچههاشان تا پیرمردشان و تا جوانهاشان، همه، همه قشرها با سلاح الله اکبر پیش مىرفتند و مىگفتند ما جمهورى اسلام را مىخواهیم.
خداى تبارک و تعالى وضعى پیش آورد که دشمنهاى ما همچو ترسیدند که نتوانستند بمانند، دست به سلاح به آنطورى که مىخواستند ببرند، نبردند یعنى یک مانع غیبى مانع شد از اینکه اینها مثلاً با آن سلاحهائى که داشتند بیایند همه تهران را، همه قم را و سایر جاها را بمباران کنند و آنها را همچو ترساند که این سلاح را به کار نتوانستند ببرند. از آن طرف وقتى که هجوم آورد به آنها، تمام قشرهائى که مادون آن طبقه اول فاسد بود پیوستند به ملت. اینها کارهائى بود که خداى تبارک و تعالى کرد که دشمن را برگرداند، دوست کرد و آنها هم که در راس بودند همچو خوفى در دلشان انداخت که دیگر نتوانستند مقابله کنند.
حافظ الهیت نهضت و وحدت کلمه باشید
این روحیه اسلامى اگر بخواهید و مىخواهید که انشاءالله پیروز بشوید و مملکتتان مال خودتان باشد، شما تا حالا مملکت خودتان نبود، شما زحمت مىکشیدید دیگران نفعش را مىبردند، زحمتها مال خودتان باشد، دیانتتان محفوظ، همه حیثیت مملکتتان محفوظ باشد، این جهت الهیتش را حفظ کنید، این خدائى بودن را حفظ کنید و مرتبه اجتماعتان را حفظ کنید این اختلافاتى که گاهى وقتها مثلاً توى دهات پیدا شود، توى شهرستان مىشود، وقتى بررسى کنید اختلافات سر چیزهاى جزئى است که ارزش این ندارد که با آنها براى چیزهاى جزئى اختلاف کنید که حالا زیاد هست براى ایجاد اختلاف، حالائى که از هر جهت مأیوسند و دیدند که قدم به قدم این ملت دارد پیش مىرود نمىخواستند که این ملت پیش برود و این مرد خائن از ایران برود، تا بیرونش کردید، بعدش نمىخواستند که آن جانشینهاى فاسدش بیرون بروند، آن هم اقدام کردید تا بیرونش کردید، بعد هم نمىخواستند که این جمهورى اسلامى را مردم به آن رأى بدهند، اقدام کردید پیروز شدید، بعد هم نمىخواستند مجلس خبرگان پیدا بشود، باز هم رأى دادید تا پیروز شدید، بعد هم نمىخواستند که قانون اساسى را مردم رأى بدهند، باز هم رأى دادید تا پیروز شدید.
اینها مىبینند شما در هر قدم پیروزى با شماست، هر چه آنها جدیت مىکنند و سمپاشى کنند در این ملت تأثیر ندارد حالائى که سمپاشى کردند و این بساط درست کردند، یک قشر بزرگى از ملت ما همه هم مسلمان هستند و میل دارند که این اسلام در این عالم پیدا بشود، در این محیط پیدا بشود، بعد بازیشان دادند که آنها قهر کنند و رأى ندادند، در عین حال شانزده میلیون رأى دادند به این قانون