صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٥
زمان شاه سابق بین ایران و امریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایى بوده با نوکرش هر کارى مىخواسته، هر امرى که مىکرده عمل مىکرده اگر مىگویید ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطهاش را با ما قطع مىکند، ما از خدا مىخواهیم که رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهیم پذیرفت براى خاطر اینکه یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم. شرافتى نیست رابطه داشتن با امثال امریکا، دولت امریکا یک شرافت انسانى مع الاسف الان ندارد که ما بخواهیم به واسطه آن شرافت انسانىاش با آن رابطه داشته باشیم. دولت امریکا این است که دارید مىبینید که مظلوم را دارد در هر جا پیدا مىکند پوست مىکند، هر جا بتواند مىرود و بمب سرشان مىریزد، هر چه بتواند ذخائر ملتها را مىبرد، ما بخواهیم روابط با اینها داشته باشیم؟ بهتر این است که ما با اینها روابط نداشته باشیم، بهتر این است با آنهائى که مىخواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتى که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزى که بفهمند که شرق هم یک جایى هست که تمدن از او پیش آنها رفته است و معالاسف خود شرق هم خودش را گم کرده است، آن روز ما روابط ممکن است پیدا بکنیم، روابطى که متقابل باشد با هم، متعادل باشد با هم و الا رابطهاى که اینطور باشد که سابق بود و آنطور باشد که اینها دلشان خواهد، ما همچو رابطهاى را مىخواهیم چه بکنیم؟ چه فایدهاى براى ما دارد که رابطه داشته باشیم و آنوقت محلى که باید سفارت باشد این وضع را داشته باشد؟ روابط ما این است که اجازه بدهیم سفارتخانه به اسم سفارتخانه محل جاسوسى درست بکنند و این خونهایى که ما دادیم هدر برود و باز محمدرضا را بیاورند اینجا!! چون خودش حالا مفلوک است، پسرش را!! یک نقشهاى که مىگویند دارند این است که در خواب دارد آقاى کارتر براى خودش نقشه مىکشد که با بختیار آنجاست و آن هم آنجا و بعضى از اشخاص هم اینجا و روابط هم اینجا دارند با آنها، معالاسف تو مغزشان دارند یک همچو نقشهاى کشند، تخیلاتى مىکنند براى خودشان لکن مطلب از اینها گذشته است، دیگر حناى اینها رنگى ندارد. نه حناى آقاى کارتر رنگ دارد و نه حناى آنهایى که در اینجا دلشان مىخواهد آنها بیایند و دوباره اینجا همان بساط پیدا بشود و همان قضایا تجدید بشود، اینها دیگر نمىشود. اگر رابطهاى مىگویند که ما با دنیا رابطه داشته باشیم، رابطه متقابل و دوستى باشد، ما باید با همه دنیا روابط داشته باشیم اگر اینطور رابطه باشد، ما هرگز نمىخواهیم که رابطه با اینها داشته باشیم، نه با اینها، نه با هر کس که بخواهد تحمیل به ما بکند. دول اسلامى با ما روابط دارند آن هم تا حدى که روى مصالح اسلامى، روى مصالح مسلمین باشد ما با آنها روابط داریم. سایر دول غیر اسلامى هم هر کدامشان با ما بخواهند با عدالت رفتار بکنند، ما را به حساب بیاورند، ما را بدانند که یک ملت هستیم، یک دولت داریم، یک ملت هستیم، یک رژیم هست در اینجا، این را بفهمند و از آن سوارى که هستند