صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٧
دانشگاه مطبوع نبود، باز همین مقدارش هم دوست نداشتنداینها باشد. اینها جوانهاى ما را از آنجائى که مرکز کار است، براى فعالیت است، بیرون بردند، به مراکزى بردند که تنبل پرور است، تمام مراکز فحشاء تنبل پرور است، آدم را تنبل مىکند.
یک کسى که عادت کرد که شب برود به سینما، آن سینماها، نه سینماهاى آموزنده، آن سینماهائى که همهاش براى این بود که ما را تخدیر کند، این وقتى عادت کرد به آن مراکز یا به آن مراکز فحشائى که لابد شنیدید که در تهران چقدر بوده، بین تهران و شمیران چقدر بوده است وقتى بنا شد جوانهاى ما کشیده شدند به آنجا، یعنى عضو فعالهاى که باید یک مملکت را اداره بکند مهمل بشود، هروئین را اینطور ترویج کردند که همه قشر مملکت پر از هروئین شده است و شده بود، این همچو نبود که خود به خود شده باشد. این نقشه بود، وقتى بنا شد یک جوانى که قدرت فعاله یک مملکت هست مبتلاى به هروئین بشود مىشود هیچ، مهمل مىشود، اینها ما را مهمل مىخواستند بکنند که هر چه از ما ببرند و هر بازى سر ما درآورند ما هیچ نفهمیم، اصلاً فکر این نباشیم که چرا باید بشود، آدم هروئینى و آدم تریاکى و آدم مثلاً دنبال فحشاء رفتن، فکرش نمىآید به اینجا که نفت ما را چرا مىبرند. کى برد، کى مىخورد، به فکر اینآید. آن فقط فکرش این است که چه وقت، وقت این است من تریاک بکشم یا چه وقت، وقت این است بروم در آن مرکز، یا چه وقت، وقت هروئین است. اصلا فکر آن قضیه نمىآید و اینها همین نقشه را داشتند که جوانهاى ما را از این افکارى که باید با آن افکار ما برسیم به یک مطلبى، بازدارند و آن فعالیتى که باید جوان ما، طبقه جوان ما داشتند از دستش بگیرند مهمل بارش بیاورند. هر چه بخواهند بکنند و ما حرفش را نزنیم، لکن خدا نخواست به دادشان رسید، خدا نخواست اینطور بشود و در بین راه، خدا دریافت شما را و شما حفظ کنید این را.
همه مملکت باید مشغول بشوند براى اصلاح خودشان
جوانهاتان را تربیت کنید به یک تربیتى که فعال باشد، همه براى این نباشد که یک چیرى را بگیرند. آقا این مصیبت است که همه دانشگاهها زحمت بکشند براى اینکه هى میز اشغال کنند، چیست، کار نیست، بروند بنشینند آنجا حقوق بگیرند، خوب سابق این بود دیگر، ادارات ما الان هم خراب است. اینطور بود که فرض کنید ادارهاى که این مىشد با صد نفر اداره بشود با پانصد نفر، هزار نفر اداره مىشد. صد نفرش کار او از مىآمد، به طور اهمال هم بازو باقىشان حقوق مىگرفتند و آنجانشستند تفریح مىکردند. یکدفعه هم در تلویزیون نشان دادند، آن وضع اداره را نشان داد، یک دفعه، وضع همین بود، اینها مىخواهند اینطور درست بکنند دانشگاه را، دانشگاه باید عالم درست بکند نه ادارى، ادارى یک مسأله کوچکى است حالا یک احتیاجى هست به او، البته باید بروند آنجا، اما دانشگاه باید عالم درست کند، دانشگاه باید اشخاصى را درست کند که مملکت خودش را اداره کند از حیث علمیت، اداره کند از حیث فرهنگ، نه اینکه غایت آمال این باشد، یک چیزى دستش بیاید برود در یک ادارهاى بنشیند مهمل، کار هم بود، خوب، اما کار نیست توى ادارات، یک اداره که نمىتواند