صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٠
اهل قلم بیشتر. دیگران هم باید بگویند به همه، به طور توصیه از هم، به هم، سفارش کنند به هم که گول این شیاطین که مىخواهند جدا کنند شماها را از هم، گول اینها را نخورید. با اسلام اسلام هم مىآیند، با اسلام مىخواهند جدا کنند از هم. این، باید این دو تا مطلب در نظر گرفته بشود که یکى حفظ وحدت ما، یکى هم این جهت اسلامیت که توجه به مقصد اسلام بود، نه توجه به خود و یکى از مسائل دیگرى هم که باز شیاطین دارند دنبال مىکنند و ما باید توجه داشته باشیم این است که کارهائى که انجام مىگیرد، چه از دولت و چه از ملت، چه از پاسدارها و چه از کمیتهها، چه از دادگاهها و چه از نظامىها، از هر طائفهاى که انجام مىگیرد، توجه داشته باشید که روى موازین اسلام انجام بگیرد، ما انقلاب که کردیم، انقلاب از تقریباً رژیم طاغوت و کفر به رژیم اسلام و عدل است. نباید به اسم انقلاب ما خلاف کار انقلابى بکنیم. انقلاب اسلامى است، انقلابات دیگر دنیا اسلامى نبوده دنبالش هزار جور فسادها بوده است اما انقلاب ما انقلاب اسلامى است، همه شما به جمهورى اسلامى رأى دادید یک عده معدودى نه، رأى ندادند اما ملت رأى به جمهورى اسلامى، رأى داد به جمهورى اسلامى، یعنى پذیرفت که نظام، نظام اسلامى باشد، این را ملت پذیرفته است و رأى به آن داده است، باید وفادار باشد به این رأى، وفادار باشد به این تعهد
شما با اسلام یک تعهدى الان کردید، همه مان متعهدیم براى اسلام، اما تازه یک تعهد خاصى با اسلام بستیم و ما بیعت کردیم با اسلام، بیعت ما این است که جمهورى اسلامى و نظام اسلامى مىخواهیم و رأى به این دادیم و بیعت کردیم با این. اگر ما بنا باشد بگوئیم که ما بیعت کردیم با اسلام، با جمهورى اسلامى، رأى دادیم به جمهورى اسلامى، لکن به احکام اسلام عمل نمىکنید، این خلاف بیعت است، این خلاف معاهده است، باید همه چیز، همه چیزها اسلامى باشد، اگر مصادره مىشود باید روى موازین اسلامى باشد، اگر مال دیگرى را، هر چه باشد، مال او باشد از او به اسم مصادره بگیرند این خلاف بیعتى است که شما با اسلام کردید، اگر یک دادگاهى مال یک شخصى را که احراز نکرده است که این مال از طریق حرام آمده پیش او، از چپاول آمده پیش او، بخواهد او را مصادره کند با آن بیعتى که کرده است که من اسلامى هستم، مخالفت کرده است، اگر یک وجب زمین مصادره بشود و از مردم گرفته شده باشد بدون میزانهاى شرعى، خلاف معاهدهاى است که با اسلام ما کردیم، اگر یک نفر آدم ظلم به او بشود، برخلاف موازین به او یک تعدى بشود هر که این کار را بکند، این معاهدهاى که کرده است، مخالفت کرده.
در اسلام، قانون خدا حکم مىکند
ما همه چیزمان باید اسلامى باشد، نباشد آنطورى که اسم اسلام را رویش بگذاریم، در واقع طاغوت باشد. یک وقتى ما توجه به این نکنیم که ما از طاغوت سر در آوردیم با اسم اسلام. آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو کار نبود، ما مىگوئیم اسلام، لکن یک وقت سر از طاغوت در مىآورد، طغیان بکنید به مردم، پاسدار مردم را اذیت کند، پاسبان مردم را اذیت کند، دادگاهها برخلاف حکم