صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٦
پیاده بشوند یک قدرى با هم راه برویم، اگر پیاده شد آقاى کارتر از آن عرشى که دارد آمد روى زمین نشست با ما زمیننشینها تفاهم کرد، ما هم با او تفاهم مىکنیم و به استثناى اینکه باید آن ظلمهایى که به ما کرده است باید جبران بکند. با ملت امریکا که هیچ چیز نداریم، هیچ اختلافى نیست بین ملتها با هم با دولتهایشان دولتى که بعد پیش مىآید، تفاهم کند با ما، اینطور نباشد که من در کاخ سفید نشستم و شما در کوخ نشستید و کاخ نشین با کوخ نشین باید ارباب و رعیت باشد این اگر این کلمه را بردارند و ما را همانطور که هستیم، بفهمند، ادراک کنند ماها را، ما با آنها چرا رابطهاى نداشته باشیم؟ با دولت امریکا هم رابطه پیدا مىکنیم، با همه جا و اما اگر وضع اینطور باشد، ما مىخواهیم چه کنیم که پیشقدم بشویم براى اینکه نوکرى کنیم؟! پیشقدم بشویم براى اینکه هم نوکرى کنیم هم همه چیزمان را تقدیم کنیم؟! آنوقت نوکر که مىگرفتند یک اجرتى به او دادند، اینها نوکر مىگیرند و همه چیزش را هم مىگیرند، ما خواهیم چه کنیم با اینها رابطه داشته باشیم؟ هیچ لازم نیست رابطه داشته باشیم.
سوال: بعد از تصویب قانون اساسى شکلى از حکومت که مطرح شده دو شکل است، یکى اینکه یک حکومتى با استبداد روحانیت بر سر کار مىآید و یا اینکه یک حکومتى که روحانیت در آن نقش فرعى دارد روى کار مىآید، این دو تا شکلى است که در جهان مطرح است، نظر حضرتعالى چیست در این مورد؟
جواب: جهان، اسلام را نمىدانند یعنى چه. آن جهانى که شما مىگویید، یک جهان جاهل هست به اسلام، اینها نمىدانند که حکومت اسلامى مىآید براى اینکه دیکتاتورى نباشد، نه در شهر خودش، در مملکت خودش نباشد، در امریکا هم نباشد. حکومت اسلام یک حکومتى است که براى از بین بردن دیکتاتورى مىآید. آن کسى که اسلام قرار داده براى حکومت، آن کسى است که با دیکتاتورى به حسب مذهبش مخالف است، مذهبش حکم مىکند به اینکه دیکتاتورى نباید باشد. اینها خیال مىکنند که همچو که گفتند فقیه عادل عالم مطلع بر موازین غیر جائر ملتفت کذا، باید فلان مقام را، قضاوت را تعیین کند، باید اگر مردم تعیین کردند یک رئیسى را براى کشور، آن هم اجازه بدهد، این مىشود دیکتاتورى!! اما اگر چنانچه یک نفر آدم ظالم جائر دیکتاتور همه چیز بیاید، نه این دیکتاتورى نیست!! فرق فقط این است که معلوم مىشود با علم مخالفند، با عدالت مخالفند اینهایى که با حکومت فقیه مخالفند. با اینکه الان هم در قانون اساسى که درست کردند قضیه حکومتى نیست در کار، اصلاً اسلام حکومت ندارد، اسلام اینطور نیست یک حاکمى مثل آقاى هیتلر داشته باشد آنجا، مثل آقاى کارتر که نظیر هیتلر است داشته باشد آنجا و سرکوبى کند همه را و بزند و بکوبد. اصلاً این چیزها در