صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٨
علمى باشد شما یک طبیب درست مىکنید ولى نظر این طبیب چه باشد، این طبیب فردا مىشود یک کاسب که یک مریض را معطل مىکند براى اینکه حق ویزیت را زیاد بکند. ممکن است از نظر طبابت خوب طبیبى باشد ولى چون مهذب نیست، چون متقى نیست بادوا فروش مىشازد تا نسخه هر چه گرانتر بنویسد.
یک مهندس درست مىکنید که در علم خودش خیلى خوب است، اما وقتى که مىخواهد یک نقشهاى بدهد آن استادى هائى را که دارد طورى به کار مىبرد که مفید نباشد و به شکل منفعتطلبى باشد. در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملائى باشد، این ملا بسیار ملاى خوبى است، بسیار آدم فهمیدهاى است، کتاب و سنت را بسیار خوب مىفهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد فهم کتاب و سنت او موجب اعوجاج مردم مىشود.
ما احتیاج به آدم داریم. مملکت ما احتیاج دارد به اینکه در اجتماع انسان درست بشود. کسى که از زیر دست ما درمىآید مومن باشد دیگر زیر بار شلم اجانب نمىرود و نمىتوانند او را تطمیع بکنند. تهدید و تطمیع در کسانى اثر مىکند که ایمان ندارند.
اگر شما و ما سدت به هم بدهیم و براى ایجاد یک جامعه توحیدى به معنى اینکه همه معتقد به خدا و هم متقد باشند به اینکه کارها جزا دارد و اگر جوانها را مومن و معتقد بار بیاوریم مملکت مان تا آخر احیا مىشود و اگر چنانچه در این مسوولیت بزرگ ما کوتاهى بکنیم و در حق فرزندان این ممکلت کوتاهى بکنیم، فرض کنید چند روز چنین صورتى پیدا بکند فردا بدتر از این است و مملکت مىافتد. اشخاصى که ایمان ندارند، اعتقاد به مصالح کشور ندارند و فقط براى مصلحت خودشان کار مىکنند. همه اینهائى که این فضاحتها را در ایران درست کردند و این گرفتارىها را براى مملکت ما بوجود آوردند براى این بود که ایمانى در کار نبود. اگر ایمان در کار بود، ممکن نبود یک آدم قراردادهائى منعقد بکند که حالا دولت ما گرفتارش شده باشد، زیرا این قرار دادها طورى درست شده است که مىگویند هر طرف قضیه را بگیریم ضرر دارد. اگر اینها ایمان داشتند همه چیز مملکت را به باد نمىدادند و چون ایمان نداشتند و فقط براى اینکه چند تا قصر در خارج داشته باشند و یا چند تا بانک را در خارج پر کنند این کارها را کردهاند. مبدا همه خیرات و مبدا همه ترقیاتى که براى یک مملکت است چه در جهت مادى چه در جهت معنوى این است که ایمان در کار باشد.
باید شما و ما دست به هم بدهیم و براى قشر آتیه که مقدرات مملکت را به دست مىگیرند ایمان ایجاد کنیم. شما از دانشگاه مومن بیرون بدهید و ما از مدرسهها مومن بدهیم. بنابر این وظیفه سنگینى به عهده ما و شما است و این وظیفه سنگین را اگر درست انجام دادیم و به شغلى که داریم درست عمل کردیم، در کنار علم ایمان را هم تقویت کردم. کوشش کنید برنامه هایى که براى عقب نگاه داشتن ملت بوده است تغییر کند، البته در موقعش ما هم کوشش مىکنیم ولى الان شما باید کوشش کنید. نباید زیر بار برنامه هائى که دیگران بر ایمان درست کردهاند برویم، باید تغییرش بدهیم، تحول لازم است. بزرگترین تحولى که باید بشود بایستى در فرهنگ باشد، براى اینکه دانشگاه بزرگترین مراکزى هستند که ملت را یا به تباهى مىکشند، یا