صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٧
است. چه گروهى؟ آن گروهى که مىخواهند مملکت را اداره کنند که گاهى به انحراف یک کشور منجر مىشود. انحراف یک روحانى انحراف خودش تنها نیست انحراف یک ملت است. بنابراین این دو طایفه هستند که مىتوانند خدمت بکنند و کشور را نجات بدهند و ممکن است که مسیرشان مسیر حق نباشد و کشور را به تباهى بکشند. گمان نشود کسانى که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور مىکنند و فرقى بین آنها و آن کسانى که ایمان دارند نیست.
الذین کفروا یاکلون کما تاکل الانعام و النار ...(١) شما مىتوانید جوانها را طورى تربیت کنید که تقوا در آن باشد و بداند که وظیفه او چیست و چه کارى را باید انجام دهد.
اگر چنانچه شما و طبقه روحانیون که هر دو یک شغل دارید، هر دو شغل واحد دارید و مع الاسف این دو قشر را که مربى جامعه هستند دستهاى ناپاک از هم جدا کرد. ما تا حالا با آقایان روبرو نمىشویم، یعنى شما از ما فرار مىکردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، یعنى شما از ما فرار مىکردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم یعنى شما از ما فرار مىکردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، شما براى ما یک چیز مىگفتید، ما هم براى شما یک چیز دیگر مىگفتیم. من نه از (((شما))) مقصودم آن افراد است و نه از ما مقصودم خودم، لکن قشرها اینطور شده بود. مىرفتند توى دانشگاهها به دانشجو و استاد و به هم یک ظاهر زیبائى ارائه مىدادند که این اخوندها مرتجعند، اینها مىخواهند ما را برگردانند و به عصر حجر. محمد رضا خان در یکى از حرف هایش قبل از پانزده خرداد گفت که این آخودنها طیاره سوار نمىشوند. اتفاقا همان روزها بود که یکى از مراجع با طیاره رفته بود مشهد. او مىگفت اینها با تمام اساس تجدد و تمدن مخالفند. و یا اینکه مطرح مىکردند که آخوندها همه دربارى هستند و اصلا وجود اینها را دربارها آوردهاند و سلاطین این وجودها را در خارج محقق کردهاند و مىآمدند پیش روحانیون مىگفتند اینها دین ندارند، اینها یک مشت فلکى بى دین هستند. و طورى تزریق مىکردند که مع الاسف بعضى از اشخاص بى عمق باورشان مىآمد. این باور آمدن اسباب این شد که این دو قشر از هم جدا شد و هر دو به هم بدبین شدند و دو قشرى که مربى جامعه بودند، دو قشرى که باید جامعه را با مساعدى هم جامعه را اصلاح بکنند، اینها را از هم جدا کردند، دو قشرى که اگر در مسیر صحیح باشد تمام ملت به راه صحیح مىرود.
ایمان مبدأ خیرات و ترقیان یک کشور است
اینطور نیست که یک قشر فاسد باشد و فقط خودش اگر ناصالح شود خودش است و غیر نیست. با اصلاح این دو قشر جامعه اصلاح مىشود. اذا فسد العالم فسد العالم است. این عالم من نیستم شما هم هستید. شما همه جزء علما هستید که اگر خداى نکرده فاسد باشید عالم را به فساد مىکشید و اگر صالح باشید عالم را به صلاح مىکشید. صلاح و فساد یک جامعه به دست مربیان آن جامعه است و این مربىها شما هستید و قشر روحانى. آنها به نوعى و شما هم به نوعى دیگر. اگر بنا باشد فقط تربیت