صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩
اعمال ضد انسانى کارتر در لواى انساندوستى!
هر چه مىخواهند شستشو بدهند مغز او را، هر چه بخواهند او را بکشانند به اینکه همه چیز را نسیان کند، لکن ملت ما که نسیان نمىکند، این ملت ما هستند الان صداشان اینجا بلند است، این ملتى که الان دارند فریاد مىزنند مرگ بر آمریکا مقصودشان کارتر است، ملت امریکا که به ما کارى نکرده، ملت امریکا اگر بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، اگر بفهمد مطلب را ملت امریکا، به حسب وجدان انسانیش با ما موافق است.
اینهائى که مخالفت مىکنند، اینها از وجدان انسانى بیرونند، اینکه این ابرقدرتها فکر انسان نیستند، یک فکرهاى جنونآمیزى در مغز آنها هست که با اسم انساندوستى که مىگوید من مردم را براى انساندوستى محاصره اقتصادى و دخالت نظامى در یک مملکت سى و پنج میلیونى انسان که خوب آن هم یک نفر از اینهاست، دیگر آن که از یک جاى دیگر نیامده، این هم یک نفر از افراد اینجاست، شما براى این یک نفر جانى، سى و پنج سال جنایت کن به اسم دوستى انسان و انساندوستى سى و پنج میلیون جمعیت از همین جمعیت، نمىتوانم بگویم از این قماش، قماش اینها فرق دارد با او، قماش انسانى، سى و پنج میلیون را خواهى در فشار اقتصادى قرار بدهى که بمیرند، اگر زورتان برسد، مىکنید، اما همچو قدرتى ندارید، شمائى که مىگوئید ما انساندوستیم، سى و پنج میلیون انسان اینجا هست، این سى و پنج میلیون انسان بمیرند براى یک نفر که شما جنایاتتان معلوم نشود، آقاى انساندوست پنجاه نفر ما، پنجاه هزار نفر انسان در امریکا داریم که این دانشجوهاى عزیز است، پنجاه هزار نفر دانشجو را بیخودى مىخواهى از امریکا خارجشان کنى، شما، انساندوستى؟ شما مطابق حقوق بینالمللى دارید عمل مىکنید، شما بشر مىخواهید؟ شما بشر را مراعات مىکنید؟ این سى و پنج میلیون جمعیت اینجا، سى و پنج میلیون جمعیت اینجا که بسیارشان چیز هستند، روحانى هستند، تحصیلکرده هستند، همهشان مؤمن و متقى هستند، این سى و پنج میلیون جمعیت مىگوئید اصلاً حقى در دنیا ندارند، فقط حق مال محمدرضاست، حق مال این جانى است، غیر از این است که ما اینطور فکر کنیم که ایشان نه براى این امت، یک حس انساندوستىاش او را وادار کرده به این معنا براى اینکه این بر خلاف حس انساندوستى است.
کارتر بد تشخیص داده، ملت دیگر ظلم را نمىپذیرد
اینها نیست مسأله، مسأله این است که بدتشخیص دادهاند. روى آن تشخیص بدش، مثل اینکه لج کرده، از اول بد تشخیص داده، مىگویند هم تحمیلش کرده، تشخیصش از اول براى اینکه موفقیت پیدا کند براى ریاست جمهورى دوره بعد، راهش را بد رفته است، راه این نبود که ایشان شاه را بردارد برود آنجا و بخواهد یک توطئه بکند یا بگوئید بخواهد معالجه بکند، حالا من اطلاعى ندارم، یک عدهاى مىگویند براى توطئه رفته است، بردند او را آنجا و یک عدهاى هم مىگویند که نه این مفلوک است و این مریض است دیگر، سرطان دارد، این، راه را بد رفت، خیال کرده به اینکه حالا هم وضع