صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٨
همین من باب اتفاق چنین توسعه پیدا کند، این یک برنامه بوده است براى اینکه یک وقتى یک جوانى هروئینى بشود دیگر همه چیزش را از دست مىدهد. یک قوه فعاله است، این قوه فعاله وقتى که مبتلاى به هروئین بشود، مبتلاى به مشروبات بشود، عادت کند که به سینما برود، به سینماى کذائى، عادت کند به این مرکزهاى فحشا برود که همه اینها را براى اینکه این قشر جوانى که آمال یک کشور است این را نگذارند که بیدار بشود، همه چیزش را ببرند این بىتفاوت باشد، عادت هروئینى اینطورى است، آدم تریاکى اینطورى است، آدمى که مبتلاى به مسکرات است اینطورى است، آدمى که مبتلاى به فحشاء است اینطورى است که اگر هر بساطى سرش درآورد این دیگر نمىتواند که قیام کند و کار انجام بدهد. اینها خواستند مملکت ما اینطور بشود که قشر جوانش از بین برود، بىتفاوت باشد و هر چه اینجا دارند ببرند و آنها هم توجه به او نکنند. در هر جا به یک نقشهاى توسل پیدا کردند تا اینکه نگذارند این مملکت بیدار بشود.
خدا خواست که به داد این مملکت رسید و مردم را بیدار کرد
خدا خواست که به داد این مملکت رسید که مردم را بیدار کرد، خدا بیدار کرد مردم را، توجه مردم از آن مسائل کم کم برگشت، همان جوانهائى که یک وقت اصل به این مسائل اعتنائى نداشتند، خداوند تایید کرد و توجه پیدا کردند، به حیث جوانهائى که باید بروند سراغ مثلاً جوانىشان، در این نهضت آمدند ریختند به خیابانها و فعالیت کردند و براى اسلام خدمت کردند و این پیروزى که نصیب ما شد، نصیب ملت ما شد در اثر تحولى بود که به اراده خداى تبارک و تعالى براى ملت حاصل شد. تحولى که ملتى که توجه به این مسائل نداشت، آنهائى که به مسائل سیاسى توجه داشتند کارى به دیانت نداشتند، مسائل سیاسى آنها به نرخ روز، آن روزى که بیرق آمریکا بالا شد براى او صحبت مىکند، آن روزى که بیرق فرض کنید انگلستان بلند شد براى او صحبت مىکند، آن روزى که بیرق اسلام باشد براى او صحبت مىکند، اینها یک مبنائى ندارند، اینطورى هستند، یک مبنائى ندارد آن مبنا یک کارى بکند و این قشرشان که توجه به مسائل ممکن بود پیدا بکنند، اینها توجه اینجورى بود وضعشان، قشرهاى دیگر هر کس مشغول کار خودش بود، کاسب کسب مىکرد، زارع زراعت مىکرد، همه چیزشان را که مىبردند هى مىگفتند خوب آقا، از اینکه توجه مىکرد، مىگفت ما چه بکنیم، نمىتوانیم، اکثراً هم توجه نداشتند به این مسائل، این یک دست غیبى الهى بود که این ملت را از آن حال رخوت، از آن حال سستى، از آن حال بیخبرى برگرداند به یک حال خبردارى، همه مجهز شدند. نمىشود که بدون تایید الهى یک چنین توسعهاى پیدا بکند یک مسأله، همه جا مىرفتید مىدیدید یک مطلب مىگویند که ما جمهورى اسلامى مىخواهیم، نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى، آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى. این یک مسألهاى نبود که بشود یک نفر آدم، ده نفر آدم، صد نفر آدم، کار انجام بدهند، یک مسألهاى الهى انجام گرفت به طورى که تمام قشرهاى ملت ما هم یکصدا شدند، با آن یک صدا هم پیش بردند، و ما مادامى که این نهضت را نگهش داریم، حفظش کنیم پیروز هستیم و ما