صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٦
بشود نه، مسائل اینطور نیست، البته یک قضیه که واقع مىشود قلمهاى دشمنهاى ما به راه مىافتد و یک قضیه کوچکى را بزرگش مىکنند الى ماشاءالله. یک قضیه در آذربایجان مثلاً پیش مىآید، قضیه جزیى که قابل ذکر خیلى نبود، آذربایجان مخالفتى با اسلام نداشت، این را در خارج بزرگش مىکنند و در رادیوها سروصدا در مىآورند که حکومت آذربایجان چه مىخواهد بشود و جمهورى آذربایجان چه و این حرفها نیست در کار، این حرفها این تبلیغات است همهاش، واقعیت ندارد. شما الان مىبینید بازارهاى ایران باز است و هیچ خبرى نیست، همه جا صحیح و سالم و مثل آن نهضتها و آن انقلابات نیست که الان انقلابى باشد. ما انقلابمان باز یک سالش نشده است و انقلابى که باز یک سال نشده است و پیروزىاش چند ماه است، شما متوقعید که تا این سد شکسته شد تمام امور همچو آسوده و راحت یکه ..... خوب، یک سى و پنج میلیون حبسى از حبس بیرون آمدند، ما یک محبس داشتیم ایران اسمش بود، سى و پنج میلیون جمعیت هم توى آن محبوس بودند، اختناقها بود و فشارها بود، یک دفعه یک سدى شکسته شد سى و پنج میلیون ریختند بیرون، شما مىخواهید سى و پنج میلیون که بیرون مىریزند، تویشان هم یک عدهاى هستند که اینها جاهل هستند، یک عدهاى هم هستند که آنها ملهم از خارج هستند، شما مىخواهید که فوراً همه سروصداها بخوابد و اینها. شما خاطر جمع باشید که این سروصداها چیزى نیست و یک چیزى که پیش ما یک اهمیتى داشته باشد نیست، اینها مثل سروصداهاى آقاى کارتر است، که هیچ خبرى نیست در اینجا، دشمنهاى ما براى ما خبر خیال مىکنند مىخواهند درست بکنند و اما قضیه اینجایى که شما اسمش را سفارت مىگذارید و ما اسمش را جاسوسخانه مىگذاریم، این قضیه را یک دسته از جوانهاى ما رفتند و آنجا را گرفتند و دیدند که محل جاسوسى است اینجا، اصلاً یک سفارتخانه نیست، با اسم سفارتخانه یک محلى را درست کردند براى جاسوسى و توطئه منطقه نه توطئه تنها براى ایران، اینها هم که دیدند در آنجا هستند، آنها هم جاسوس هستند، اصلاً مامور سیاسى ما در ایران برایمان ثابت نیست که یک مأمور سیاسى آمریکا داشته باشد. امریکا ما را یک دولت سیاسى نمىدانسته که یک مامور سیاسى بخواهند بفرستند. دولت اینجا هم آنوقتى که بود، رژیمى که بود نوکرش بود، هر کارى مىخواست مىکرد. مىخواست چه کند؟ یک دیپلمات بیاورد اینجا، مگر مواجه بود با یک مملکتى که مثل خودش بود؟ یک مملکتى بود که در قبضه او بود و همه چیز آن دست او بود، این دیگر دیپلمات نمىخواست، این اینجا مىخواست که یک مرکزى درست بکند و عمده نظرش خارج بود، دشمنان خارجى او بود، عمده نظر آقاى کارتر در این محل که این چیزها را درست مىکرد شوروى بود نه اینکه ایران برایش یک چیزى بوده خوب ایران در مشتش بود، کارى به او نبود، عمده نظر این بود که اینجا پایگاهى درست کنند، در مقابل یک قدرت بزرگى پایگاه نظامى درست کرده، پایگاه همه چیز و پایگاه