صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥
آدم نه اینکه مىخواست این ملت را به تمدن برساند، بلکه مىخواست این ملت به عقب برگردد و نگذارد جلو برود یک قدم، مأمور این کار بود و خدمتش هم تا بود خوب انجام داد، یعنى همه دستگاهها را فلج کرد، شما ملاحظه کردید که چه هیاهوئى اینها درست کردند، اینها براى اصلاحات ارضى چه بساطى در آوردند، در تمام مملکت براى اصلاحات ارضى برنامه این بود، با این اسم اصلاحات ارضى، کشاورزى را زمین بزنند که ما الان براى گندممان هم محتاجیم به اینکه از کشورهاى دیگر وارد کنند، چه هیاهوئى اینها درست کردند براى اینکه آزاد زنان و آزاد مردان، چه بساطى خودشان و آن انگلهائى که در مجالس شورأى سلطنتى نه ملى و سنا، مأمورهاى سازمان امنیت و مأمورهاى خود این شاه چه هیاهوئى درست کردند، براى اینکه دیگر مملکت ما آزاد شده، آزاد زنان و آزاد مردان و شما در طول سلطنت این پدر و پسر و خصوصاً پسر که یک یادگار خلفى بود براى آن پدر و از او هم جلو افتاد، شما دیدید در طول تصدى این دو تا جنایتکار، آزادى براى هیچ کس نبود، هیچ کس آزاد نبود که یک کلمه حقى بگوید، آزادى در آن جهت بود که آزاد کنند تا هر فحشائى بخواهند ایجاد کنند براى عقب راندن نیروى جوانهاى ما، اینها آنقدر که به نیروى انسانى این کشور ضرر زدند به آن ذخائر آنها ضرر نزدند. انسانها را فلج کردند، جوانهاى ما را از بین بردند، جوانهاى ما که باید خدمت بکنند به این کشور، کشاندند به یک جاهائى که در آنجاها جز اینکه افکارشان فلج بشود و نتوانند خدمتى بکنند به این مملکت، چیز دیگرى نبود.
تمام مراکز فحشا را اینها درش را باز کردند و با بوق و کرنا، ترویج کردند و کمک کردند که این جوانهاى ما بروند در این مراکز فحشا و فلج بشوند. همانجا باید دفن بشود جوانىشان، جوانى این جوانهاى ما را، از آنها گرفتند، فلجشان کردند، این خواهرهاى محترمى که در دام اینها افتادند و در دام ترویجهاى آنها افتادند و در دام تبلیغات آنها افتادند و از آن وظیفه انسانىشان سلب شدند، ملعبه دست جنایتکاران شدند، این تأسفى براى اشخاصى که غیرتمندند، اشخاصى که خوى انسانىشان را از دست ندادند یک تأسفى همیشگى هست که این محترمات را اینها چه کردند به اسم آزادى.
با رفتن شاه و عمالش، ملت عزیز ما زنده شدند
و شما دیدید که همچو که این ورق برگشت و اینها به همت همه قشرهاى ملت شکست خورده از اینجا رفتند، این ملت عزیز ما چطور زنده شدند، چطور متبدل شدند به یک موجود دیگر. چطور همهشان مشغول شدند به خدمت. الان شما در هر جاى مملکت که بروید بینید که مشغولند به خدمت کردن. جهاد سازندگى کسى نرفته الزامشان کند، خودشان داوطلب از توى مدارس، از توى جاهاى دیگر مىروند و خدمت مىکنند. همه جاى ایران وقتى مىرویم سپاه پاسداران هست، کسى ایجادشان نکرده، خودشان ایجاد شدند، هر جائى، هر محلى خود آن محل اقدام کردند، روحانى محل، معتمد محل، روشنفکر محل، اقدام کردند و سپاه درست کردند، کمیته درست کردند، مردم خودشان مشغول خدمت به کشورشان شدند. البته من باید راجع به این موضوع، قبلاً هم عرض کنم، حالا هم باید عرض کنم که