صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٦
مجلس شوراى استعمارى غلط، همچو که کشتى انگلستان مىآمد طرف ایران مسأله ختم بود با همان حرکتش. همچو که اطلاع مىرسید که کشتى انگلستان راه افتاده از آنجا به کجا، اینجا دیگر باید حتماً تسلیم شد. قراردادى اگر مىخواستند ببندند و اینها یکوقتى، در آنوقتى که فرض کنید یک سرسختى مىخواستند نشان بدهند، یک چیزى که در سرحدات واقع مىشد، این کافى بود براى اینکه در مرکز اینها دیگر دست بردارند از مخالفت و موافقت کنند و تسلیم بشوند. اینها چیزهائى بود که اینها با بوق و کرنا، با رادیوها، با تبلیغات، تبلیغاتى که بسیاریش هم در خود کشورها بود یعنى عمال آنها در خود این کشورها تبلیغات مىکردند برضد خود کشور، اینها به مردم همچو بزرگ نشان داده بودند مسائل را که مردم خیال مىکردند که اگر الان یک حرفى بزنیم، یکدفعه چتربازىهاى آمریکا مىآیند مىریزند و ایران را خراب مىکنند. در همین قضیه این را کراراً براى ما آمدند گفتند که، مىنوشتند، از خارج هم مىنوشتند که چتربازها بناست که از بالا بیایند بالاى سرسفارت، از آن بالا یک دوائى بریزند و بیهوش کنند همه را و بیایند پائین و همه را ببرند و در قم هم مىخواهند بیایند و شما را بربایند، حتى بعضى آمده بودند به من مىگفتند که شما نمانید اینجا شب. خوب آقا این شعر است که اینها مىگویند. این حرفهائى است که در کتاب حسین کرد نویسند و مىنوشتند. اینها، این حرف است که مىزنند والا "چتر بازها مىآیند و همه را بیهوش مىکنند" این همان حرفهایى بود که "هى دوا مىزدند، همه چیزها بیهوش مىشدند" حرفهائى که در الف لیل مىگویند. خواستند اینطورى ما را مثل سابق که از این حرفها ترس داشتند، اینطورى ملت ما را بترسانند، غافل از اینکه مسائل این نیست، اصلاً مداخله نظامى دیگر حالا در دنیا اصلاً شکست خورده است، صحبتش هم شکست خورده. اینها به اعتبار اینکه ما را در افکار باز عقب مانده مىدانستند این حرف را مىزدند، بعد هم حالا مىگویند که وقتى که در آمریکا چیز کردند رأى گیرى کردند (حالا به آن اندازهاى که خودشان مىدانند) امروز یا دیشب بود که پنجاه و پنج درصد از جمعیت آمریکا با مداخله نظامى مخالفند. یک غلطى از اول مىکنند بعد مىخواهند عذرش را بخواهند حالا مىگویند ملت ما مخالف است. خوب ملت آنها موفق باشد بسم الله، مگر مىشود حالا در دنیا یک چنین کارهائى را کرد، این حرفها مال سابق بود، نه مال حالا، حالا دنیا یک چیز دیگر شده. حالا اگر صداى اینها در آید در اینجا. شرق منفجر مىشود، نه شرق تنها، غرب هم منفجر مىشود. مگر مىشود حالا از این کارها کرد بعد حالا از آنجا دست بردارند. نه مداخله نظامى نه از باب اینکه مثلاً فرض کنید خوب ملت هم با آنها موافق نیست حتى گفته بودند که اینها مىگویند که اگر اینها را هم بکشند، مداخله نظامى نباید بشود، اگر این جاسوسها را بکشند هم، مداخله نظامى نباشد. خوب اگر یک چنین حرفى راست باشد معلوم مىشود که آنها به عقل آمدهاند که پنجاه نفر آدم جاسوس را فرضاً کشته (که بنا ندارند حالا اینها را بکشند) پنجاه نفر را بکشند اسهل است از اینکه یک مملکتى، چند تا مملکت، خود آمریکا به خاک و خون کشیده بشود. این معلوم مىشود یک خردهاى به عقل آمدهاند از اول هم معلوم نبود که این خیالها باشد. حالا دیگر چسبیدهاند به اینکه ما خیر، محاصره اقتصادى مىکنیم بسیار خوب محاصره