صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٨
است. مگر ولایت یک چیز آسانى است که بدهند دست هر کس؟ اینها که مىگویند که دیکتاتورى پیش مىآید نمىدانم این مسائل پیش مىآید، اینها نمىدانند که حکومت اسلامى حکومت دیکتاتورى نیست. مذهب مقابل اینها ایستاده، اسلام مقابل دیکتاتورها ایستاده و ما مىخواهیم که فقیه باشد که جلوى دیکتاتورها را بگیرد، نگذارد رئیس جمهور دیکتاتورى کند، نگذارد نخست وزیر دیکتاتورى کند، نگذارد رئیس مثلاً لشکر دیکتاتورى بکند، نگذارد رئیس ژاندارمرى دیکتاتورى بکند، نه اینکه بخواهیم دیکتاتورى درست کنیم، فقیه خواهد چه کند دیکتاتورى را؟! کسى که زندگى، زندگى عادى دارد و نمىخواهد این مسائل را، دیکتاتورى براى چه مىخواهد بکند؟ حکمفرمایى در کار نیست در اسلام، علاوه حالا در این قانون اساسى که اینقدر احتیاط کارى هم شده، آقایان هم اینقدر احتیاط کارى کردهاند که یک دفعه مردم بیایند خودشان تعیین کنند یک خبرههایى را، این دیکتاتورى است؟! این خبرهها را یکى بیاید بگوید که در یک شهرى از این شهرها یک کسى فشار آورد روى مردم که بیایید به این شخص بدهید، حتى تبلیغات هم نشد، مردم اینها را مىشناختند، مردم دانستند اینها را. اگر صد دفعه دیگر ما بخواهیم خبرگان تعیین کنیم، یا خود این آقایان تعیین مىشوند یا یکى مثل اینها. مردم با آزاد، من گمان ندارم در هیچ جاى دنیا اینطور واقع شده باشد، اینطور داده باشند، مردم اینطور عاشقانه رأى داده باشند به یک مطلبى، هم جمهورى اسلامىاش را آنطور عاشقانه رأى دادند و آنطور اکثریت. در زمان شاه سابق که یادتان هست شما، اینها یک رفراندمى مىخواستند بکنند من از قم فرستادم ببینم که وضعش چه جورى است، اینها آمدند گفتند بیش از ٢٠٠٠ نفر نمىتوانند تهیه کنند معذلک گفتند "همه ملت" براى اینکه ٦ میلیون رأى داد گفتند ٦ میلیون راى، دروغ مىگفتند ٦ میلیوندروغى را آنها مىگفتند همه ملت. حالا ما یک جا ٢٠ میلیون رأى داشتیم، یک جا هم که یک دستهاى نیامدند و قهر کردند از باب اینکه آنها هم نمىدانستند که ما چه مىخواهیم بگوییم، قهر کردند رفتند کنار نشستند معذلک ١٦ میلیون جمعیت تقریباً رأى داد و ٩٠ درصد مردم گفتند ما رأى مىدهیم الان هم بعدها آنها هم گله خواهند کرد که چرا ما را نگذاشتند رأى بدهیم شاید آنها هم همین رأى را بدهند و باز بشود بیست و چند میلیون.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته