صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٣
شدند ولى دست برنداشتند. بعد که بنا بود که قانون اساسى تدوین بشود، آنهائى که ارباب قلم بودند با قلم شروع کردند اشکالتراشى که نه حالا، چى هست، بعضىها مىگفتند همان قانون سابق باشد، بعضى مىگفتند خوب، آن قانون باشد بعضى از موادش را تغییر بدهید. و براى تعیین خبرگان کارشکنى شد، بعد که مجلس درست شد، باز این قدم هم ملت رفت و خبرگان خودش را تعیین کرد. در طول مدتى که آنها مشغول بودند به بررسى قانون اساسى، اینها هم مشغول بودند به اینکه اشکال کنند این ملى نیست. یک چیزى که خود ملت تعیین کرده، این مىگفتند ملى نیست باید حتما موافق اقلیتى باشد تا ملى بشود، همین طور تا آنوقتى که بنا بود رأى بدهند مردم به خود قانون اساسى، شروع کردند باز کارشکنى، کارشکنىها از اطراف، حالا که ملت مىخواهد رأى بدهد به رئیس جمهور، حالا مىبینند این قدم اگر پیش برود، یک قدم دیگر هم پیش برود، استقرار حکومت زیادتر مىشود، شروع کردند به کارشکنى. غائلهاى در تبریز، یک غائله در قم، در تهران، در همه جا، مىخواهند نگذارند که این جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند، منتها از اول شروع کردند و اینها همین طور قدم، قدم. هر قدمى ملت پیش برود آنها قدم بعد را شروع کردند، مایوس نشدند، الان هم مایوس نیستند، اینها در صددند که نگذارند این رئیس، مردم خودشان باید تعیین کنند، نگذارند تعیین بشود، صد و بیست و چهار نفر بیایند و داوطلب بشوند براى رئیس جمهور، معلوم است معنایش چیست، صد و بیست و چهار نفرى که مردم اکثرشان را نمىشناسند، شاید دهتاشان را بیشتر مردم نشناسند بین اینها، اشخاصى که بىعقل هم هست، مىگویند هست، من نمىدانم، اما مىگویند اشخاص منحرف هم هست، این براى چیست؟ صد و بیست و چند نفر کاندید، واقعاً اینها اعتقادشان این است؟ احتمال این را مىدهند که پیش ببرند؟ احتمال مىدهند که یک جمعیت زیادى به آنها رأى بدهند؟ نمىخواهند اخلال کنند؟ اخلال است، این خود اخلال است، یک مملکتى، صد و چند نفرى رئیس جمهور مىخواهند بشوند، صد و چند نفرى آدمى که بعضىهاشان مثل اینکه مثلاً بارفروشند، یک همچو مسائلى در آن هست، من نمىدانم درست، نمىشناسم من، این خودش یک نحوه اخلالى است که در یک کشورى، صد و بیست و چند نفر، اینها داوطلب بشوند براى اینکه مىخواهند رئیس جمهور بشوند و بعد هم خواهید دید به این مثلاً تبلیغاتى که باید بکنند، خواهید دید چه گروههائى تبلیغات مىکنند، نه از باب اینکه برسند به رئیس جمهور، از باب اینکه نگذارند رئیس جمهورى پیدا بشود و لااقل اخلال کنند به اندازهاى که منعکس کنند در خارج که اینها یک همچو جمعیتى، ایران یک همچو کشورى هست، صد و بیست و چند نفر مىخواهند رئیس جمهور بشوند و همه هم به جان به هم ریختند و بعد خواهید دید که اینها چه بساطى سر هم در مىآورند. اینها همه اخلالگرى هست و ما از این مسائل، اکثر جوانهاى ما از این مسائل غافل بشوند، بعد خدا مىداند که در قضیه مجلس شورا چه خواهد شد و مىدانیم که بدتر از همه است براى اینکه حدود مثلاً فرض کنید دویست نفر مىخواهند وکیل بشوند، شاید چندین هزار نفر خودشان را منتخب کنند و - رئیس - مىخواهند نگذارند یک مطلبى بشود، یک وقت این بود که یک اشخاصى، ما مواجه یک اشخاصى بودیم، اینها واقعاً راه را، راه ما را صحیح نمىدانستند، خودشان یک راه