صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٩
کذامان چه جور هست - اینها - آنوقت باید تمام قواتان را اینجا بیاورید، آنها هم البته در درجه دوم، آنها هم باید گفته بشود، آنها هم باید اصلاح بشود اما غفلت از این نکنید که یک وقت شما را بدون اینکه توجه داشته باشید، از آن مسلک اصلى و مقصد اصلى باز دارند و متوجه کنند به یک مقصد دیگرى، از آن راهى که مىخواستید بروید، شما را برگردانند به یک راه دیگرى، این یک مسأله بسیار مهمى است که اگر ما این غفلت را بکنیم و از آن راه برگردیم به یک راه معوجى، اساس مسلک از دست ما مىرود، یک وقت اساس مطلب در معرض خطر است، یعنى اساس کشور در معرض خطر است، یک وقت اساس نه، اما خوب حکومت کجا غلط است، فلان مثلاً کجا چه مىشود، اینها بعد از استقرار اساس مطلب و مستحکم شدن اساس کشور، آنها آسان است.
تغییر یک رئیس فوجى، تغییر یک حکومتى - عرض مىکنم - رفتن یک روحانى یک جائى، اینها یک مسائلى است که جزئى است و آسان، غفلت نکنید از اینکه در اطراف این مملکت، الان هر جا شما بروید در اطراف این مملکت، دستجات مختلف همه دنبال این مطلبند که مردم را نگذارند آن راهى را که باید، بروند، هر جا به یک جور، هر جا یک جور غائله بلند مىکنند که نگذارند مردم راه مستقیمى که باید بروند که برسند به اساس مطلب، یعنى منتهى بشوند به اینکه مملکتشان جورى شده است که دیگر همه چیزش تمام است، یعنى اساسش، همانطورى که اگر ما رأى نداده بودیم به اصل جمهورى اسلامى یا مىرفتیم سراغ اینکه خوب حالا حکومت اینجا چه جورى است و فرض کنید شهربانى آنجا چه جورى است، غلط بود، الان که شما مىخواهید اساس را درست کنید که رئیس جمهور مىخواهید تعیین کنید، الان همه قوا باید متوجه این بشود که توطئههائى که مىشود که نگذارند رئیس جمهور تعیین بشود و غوغا خواهد شد، این را بدانید که مهیا باشید، همه جا خواهند یک غوغائى کرد، متوجه باشید که شما را دیگر برنگردانند از راه مستقیم به یک راه دیگرى، خودشان غوغا کنند و فائده ببرند، همه متوجه این مسأله باشید، همه جا. الان وقت اینکه من کسالت دارم نیست، وقت اینکه من در محلم مثلاً فرض کنید که فلان قضیه واقع مىشد، الان وقتش نیست، این وقت دارد، این را کراراً من عرض کردم، اگر یک وقت خداى نخواسته یک زلزلهاى در یک شهرى بیاید، شما هیچ فکر این هستید که من حالا خانهام وضعش چه جورى است یا زندگى؟ همه مىروید براى اینکه این زلزله زدهها را بیرون بیاورید، هیچ در فکر این نیستید که حالا من وضعم چیست. شما آنوقتى که در حال نهضت بود که مىخواستید این مرد فاسد را که همه چیز را فاسد کرده، از کشورتان فاسد کرده بیرون کنید، تو خیابانها مىرفتید، پشت بام مىرفتید، پائین، بالا فریاد مىزدید، هیچ فکر این بودید که رئیس شهربانى چه جور است؟ هیچ فکر نبودید، اگر آنوقت فکر این بودید، این پیروزىها را پیدا نمىکردید، اینکه پشت کردید به همه مقاصد خودتان و رو کردید به دشمن، دشمن را بیرون کردید. حالا هم همه مقصدهاى جزئى را که دارید رها کنید بروید سراغ این دو مرحله، این مرحله را تمام بکنید و بعد از اینکه این دو مرحله تمام شد، آنوقت اساساً باید این مملکت همه چیزش درست بشود.
خیال نکنید که فقط ارومیه شما اینطورى است، همه جا اینطورى است، همه جا یک مقدارى از