صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢
اینها نمىشود یک همچو چیزى، در هر صورت الان اینها به واسطه اینکه هم از جهت جنبه سیاسى شکست خوردند و هم از جهت مادى و مالىاش شکست خوردند، اینها دست بردار نیستند، اینها در خارج و داخل مشغول توطئهاند، یکى از توطئههاى بزرگشان این است که نگذارند یک حکومت مستقرى ما پیدا کنیم، براى اینکه اگر یک حکومت مستقر پا برجائى پیدا کنیم، دیگر گذشته است، حالائى که بین دعوا و این چیزها هست کارشکنى کنند، شما ملاحظه کردید که از آن اولى که صحبت جمهورى اسلامى شد اینها شروع کردند به کارشکنى، یک دستهاى را تراشیدند به اینکه ما هم بگوئیم جمهورى اسلامىاش چیست و عجب این بود که ملت ما جمهورى مىخواهد جمهورى اسلامى یعنى چه، تا اینکه نگذارند اسلام پایش تو کار بیاید، اگر جمهورى اسلام باشد جمهورى، همه کارى مىشود با آن کرد، اما اگر جمهورى اسلامى باشد اسلام نمىگذارد کسى کارى بکند، یک دسته دیگر تراشیدند بگویند که جمهورى دموکراتیک، باز از اسلامش فرار مىکردند، یک دسته سومى هم که یک خرده مىخواستند نزدیکتر بشوند و بازى بدهند ماها را مىگفتند جمهورى اسلامى دموکراتیک، این هم غلط بود، ما همه اینها را گفتیم ما قبول نداریم، ما دموکراتیک سرمان نمىشود براى اینکه دموکراتیک در عالم معانى مختلفه دارد، یک معنى ندارد، در سابق یک معنا داشته، در حالا یک معناى دیگر دارد، ما یک مطلبى که پیشمان معلوم نیست قبولش نمىکنیم، ما آنکه پیشمان مطرح است اسلام را مىشناسیم، یعنى مىدانیم که احکامش چیست و چه وضعى دارد و جمهورى هم اسمش را مىدانیم، مىدانیم چیست، اینکه مىدانیم ما به آن رأى مىدهیم، آنکه نمىدانیم، توانیم رأى بدهیم. اینها نه اینکه مىخواستند واقعاً یک جمهورى بیاید و یک جمهورى دموکراتیک، اینها مىخواستند غائله ایجاد کنند، خواستند وضع را طورى کنند که یک تشنجاتى پیدا بشود، یک دسته آن ور بیفتد و یک دسته از آن ور و نگذارند رأى به جمهورى اسلامى داده بشود، خوب، اینجا که شکست خوردند، یعنى صد و نود و هشت یک قدرى بیشتر مردم رأى دادند، یعنى، یک رفراندمى که نظیرش در دنیا نمىیابید یا کم مىیابید، اینجا که باختند، بعد رفتند در درجه دوم براى اینکه مجلس خبرگان نگذارند وجود پیدا کند، هى مناقشه کردند، نگذاشتند هى چه، هى اشکال، بالاخره مجلس خبرگان هم مردم رأى دادند، تعیین کردند. از آنوقتى که مجلس خبرگان تهیه شد و آنها رفتند سراغ بررسى تا حالا همهاش اشکال مىکنند. همینها یک ریشههایى هستند از آنها که مىخواهند با اشکالتراشى نگذارند این جمهورى اسلامى پیدا بشود، هر کس یک جور اشکال مىکند، یک مطلبى که یک اکثریتى که به نود و نه در صد راجع به قانون اساسىاش ملت رأى داد یک دسته فرض کنید پنجاه هزار نفرى، فرض کنید، و الا کى هستند اینقدر یک دستهاى اینطورى به اسم اینکه ما مىخواهیم که مملکت دموکراسى باشد، یک پنجاه هزار نفر بر یک سى و پنج میلیون نفر مىگویند تحمیل کنید، بروند، بزنند و بکشند و ببرند، بگیرند، فلان جا شلوغ بکنند براى اینکه نگذارند جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند، نگذارند قانون اساسى، قانون اساسى گذشته را که دیگر بیجاست که کسى صحبتش را بکند، هر که صحبت بکند معلوم مىشود به دموکراسى اعتقاد ندارد، معلوم مىشود دیکتاتور است. شما همیشه مىگوئید که