صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٥
بکنند. هر جا انسان نظر مىکند یک دسته دیگر را، جوانها هم زود باور، به مجرد اینکه یک نفر آدم مىآید یک چیزى مىگوید قبول مىکنند از او و نتیجهاش اینکه اعتصاب مىکند، از کار کنار مىرود، این اعتصاب پشت سر هم ضربه مىزند به این مملکت، به این اقتصاد ضربه مىزند، به اقتصاد ما - ضربه مىزند به اقتصاد ما ضربه مىزند به حیثیت مملکت ما، اینها نمىفهمند این را که اعتصاب در هر جا، هر کس در هر جا، ارتشروى اعتصاب هست، در کارخانهها مىروى اعتصاب هست، مدرسهاعتصاب مىکنند، دانشجوها اعتصاب مىکنند، همه، هر قشرى، حالا دیگر این معنى رسم شده است که هر قشرى اعتصاب کند، اینها نمىفهمند این معنا را؟ این اعتصابها حیثیت یک مملکتى را از بین مىبرد و به خارج مىفهماند این معنا را و آنها که باید دامن به آن بزنند دامن مىزنند، ابر قدرتها دامن مىزنند به این معنا که بگویند که یک مملکت متزلزلى است، محتاج به این است که اداره بشود، یک نفر بیاورند ادارهاش کند، نمىفهمند اینها؟ توجه به این ندارند که اینهائى که مىآیند براشان نطق مىکنند و وادارشان مىکنند به اعتصاب و یک دسته هم دنبالش مىافتند داد و فریاد، این مملکت را نمایش مىدهند که یک مملکتى است که آرامش ندارد، متزلزل است، حکومتى مرکزى نیست در کار.
این چه دستى است که جوانها را وادار مىکنند تا به علماء اسلام بدگوئى کنند؟
این چه دستى است در کار؟ این چه دستى است که در بین مردم است که دارد از هر طرف مىکوبد اسلام را؟ این چه دستى است که در بین مردم است که جوانها را وادار مىکند که به علماء اسلام بدگوئى مىکنند، هر جا مىرویم مىبینیم یک دسته جوان بازیخورده، یک دسته ملا را عقب زده و عرض مىکنم که چه مىکند، ارتجاع، آنها را مىداند، از این الفاظ نامعلوم که پیش آمده، اینها نفهمیدند که چه دستى در کار است که دارند بین خود شماها در هر شهرى، بین خود افراد شهر دارند به هم مىزنند، نمىفهمند که این انعکاسش در خارج از ایران چیست، نمىدانند که بعد از اینکه منعکس شد که ایران نمىتواند خودش را اداره کند، یک قلدرى را مىآورند کودتا مىکند، پدر همهتان را در مىآورد، نمىفهمند این را، چرا باید اینطور؟ چرا جوانهاى ما اینقدر خوابند؟ چرا ضعیف الادراکند اینها؟ چرا عمق مسائل را درک نمىکنند؟
یک نفر آدم با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم چه، بدون اینکه اطلاعى از اسلام داشته باشد، بدون اینکه اطلاعى از قرآن داشته باشد مىرود مردم را وادار مىکند به اعتصابات و فحاشى به علماء، فحاشى به مراجع، فحاشى به همه. آخر نمىدانند اینها که این اسباب این است که در خارج گفته بشود مملکتى است ثبات ندارد باید ثبات به مملکت داد، نمىدانند، دشمنها احاطه کردند الان به این مملکت و چون آن منافعى که مىخواهند از مملکت ببرند نمىبرند احاطه کردند که نگذارند این مملکت آرامش پیدا کند، دنبالش یک کودتا بکنند، یک بساط درست کنند، چرا جوانهاى ما اینقدر خوابند؟ چرا گوش به حرف افرادى مىدهند که اطلاعات از اسلام ندارند به اسم اسلام دارند اسلام را مىکوبند.