صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٦
گوشم شنیدم گفت: انگلیسىها نجف و قم را - انگلیسىها - درست کردند، مىخواستند وحدت کلمهاى که امکان داشت بین این دو قشر متفکر پیش بیاید، نگذارند.
خدا خواست که در یک برهه از زمان، این دو قشر با هم شدند، هر دو یک قصد داشتند، هر دو یک مطلب داشتند.
و حالا باز همان قضایا مىخواهند پیش بیاورند، باز دانشگاهىها را از مدارس قدیمه جدا کنند، حزبها پیش بیاورند و گروههاى فراوان که همه با هم مختلف باشند و معالاسف ملتفت نیستیم، عمق مسائل را نمىتوانیم درک کنیم که در ظرف یک سال کمتر دویست تا گروه در یک مملکت پیدا شد و دویست تا حزب اظهار وجود کردند، این یعنى چه! این چه بوده، چیست اینطور مىشود، دویست تا گروه در اینجا پیدا بشود، هر چه گروهها هم زیادتر بشود اختلافات زیادتر مىشود.
اصل حزب بازى را به نظر من که در صدر مشروطیت حزب را در ایران درست کردند، حزب بازى را براى همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتى کند. براى اینکه حزب را مىدیدند که اینجا بناى اینها این است که وقتى این حزب شد حزب عدالت و این حزب شد حزب دموکرات که درصدر مشروطه بوده، اینها با هم دشمنند. این براى آن مىزند، این براى او مىزند، احزاب در خارج اینجور نیستند، اگر نمایش بدهند که اینجور هستند براى اینکه کلاه سر ما بگذارند، اگر نمایش بدهند که اینها اختلاف دارند، اختلاف اساسى ندارند، اینها کلاه سر ما مىخواهند بگذارند تا ما اختلاف پیدا بکنیم، مثل یک بچهاى ما را حساب مىکنند که یک توپ مىاندازند میدان که سرگرم کنند مردم را.
ما با تمدن مخالف نیستیم با تمدن صادراتى مخالفیم
اگر شما آقایان و همه ملت بخواهند استقلال خودشان را، (و مىخواهند) بخواهند آزادى خودشان را، باید اول افکارشان را آزاد کنند، افکار ما الان در قید و بند است حالا هم هست انشاءالله بشود الان یک نهضت، یک نهضت فکرى هم شد الان، لکن باید این را تتمیم کرد، نهضت شماهائى که در دانشگاه هستید و دانشمند هستید و متفکر هستید، این جوانهاى ما را یک جورى بار بیاورید که خودشان بفهمند که خودشان یک چیزى اند، نگویند که ما باید جور غرب باشیم، شرقى باشند، اگر از غرب هم صنعتى مىآید، یاد بگیرند، اما غربى نشوند، یاد گرفتن مسأله، یک چیزى است و مغز را غربى کردن و از خودش غافل شدن، مسأله دیگر است.
ما با تمدن مخالف نیستیم با تمدن صادراتى مخالفیم تمدن صادراتى ما را به این روز نشانده است.
آزادى صادراتى! آزادى است که بچههاى ما را به فحشاء کشاند و مراکز فساد هر چه خواست زیاد شد به اسم آزادى، همه مطبوعات ما در خدمت آنها بودند براى اینکه این بچه هاى ما را، این جوانهاى ما را از دانشگاه منصرف کنند و به فحشاء بکشند. در عین حالى که دانشگاه باز یک