صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٥
بود که درجاهائى که مثلاً کاروانها مىرفتند، اینها مىرفتند از بیابانها، از جاهاى دیگر نقشه برمى داشتند و آن چیزهائى که زیرزمین بود، اینها با چیزهائى که داشتند مىفهمند اینجا چیست. در همدان که بودم یکى از دوستان من یک صفحه بزرگى را آورد من دیدم که گفت نقشه همدان است. نقشه همدان و حومه همدان، بزرگ بود، در نقشه دیدم که یک نقطههاى زیادى در آن هست، گفت این نقشه مال خارجىها است، این نقطههائى است که یک چیزى در آن هست، این نقطههائى که گذاشتند جاهائى است که اینها کشف کردند یک چیزى در این محل، یک چیزى پیدا مىشود، اینها علاوه بر اینکه زمینهاى ما را تفحص کردند و همه چیزش را تحت نظر قرار دادند و مىدانند ما چه داریم، علاوه بر این قشرهاى ملت ما را مطالعه کردند.
در بختیارىها رفتند، آنجا یک نفر آدم رفته چند سال مانده آنجا در بختیارىها مطالعه کرده که اینها را چطور مىشود رام کرد، چطور مىشود برانگیخت، روحیات اینها چه جور است، در بلوچستان هم رفتند، در کردستان هم رفتند، همه جا، ممکن است یک نفر هم باشد که کردها ندانند، غیر کرد، خیال کنند کرد است. گاهى وقتها یکى از آنها پیدا شده، عمامه سرش بوده، آخوند شده، همه جا رفتند اینها و همه انگیزههائى که در یک ملتى ممکن است منشا یک امرى بشود، اینها مطالعهاش را کردند، قبلا اینها مطالعه داشتند لکن خارجى، و عینى چیزى به دستشان نیامده بود، آنطورى که باید بیاید، مطالعات بود و عملیات بود.
اسلام و وحدت کلمه اقشار مردم، دو نقطه اساسى و مورد حمله اجانب
شما ملت بزرگ، آن مطالعات آنها را عینیت دادید، یعنى آنها بعد از مطالعاتشان به اینجا رسیده بودند که آن چیزى که مضر است، اسلام است برایشان و وحدت کلمه ملت، اگر همه ملت یکى بشود و همه اسلامى باشند، این نمىگذارد آنها زندگى شان درست بشود، این دو نقطه را اینها به آن حمله کردند زمان رضاشاه به اسلام حمله کردند و به روحانیت حمله کردند، آن کردند، آن کردند که کسانى اگر یادشان باشد دیدند، کسانى که ندیدند در تاریخ بعدها ببینند، چون تاریخ هم نمىتوانست بنویسد، بعدها شاید بیاید در تاریخ و در زمان ما هم با فرم دیگر، اساس این بود که اسلام را ببرند، تاریخ اسلام را به اسم اینکه ما خودمان یک کذائى هستیم، تاریخ اسلام را مىخواست از بین ببرد، موفق نشد، همه چیز را اینها مىخواستند از بین ببرند موفق نشدند. همه چیز را اینها مىخواستند از بین ببرند، اسلام را ضعیفش کنند و مردم را از آنهائى که کار براى اسلام مىکردند یا کارشناس اسلام بودند جدا کنند، به اسم اینکه اینها مرتجع هستند. از این طرف هم دانشگاهىها یک دسته فکلى آنجا نشستند براى خودشان چه مىکنند به ما مىآمدند اینطور تزریق مىکردند که اینها یک دسته بىدین و ریش تراش و فکلى، به شما مىآمدند از آن طرف مىگفتند اینها یک دسته انگلیسىاند. اینها، همان عمال انگلیسى مىآمدند مىگفتند اینها یک دسته انگلیسىاند. اینها، همان عمال انگلیسى مىآمدند مىگفتند آخوندها، این آخوندها انگلیسىاند، انگلیسىها این حوزهها را درست کردند، من خودم با