صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٤
اینطورى است که بخواهند بازى بدهند ما را، یکىآنجا بگذارند. شما بیائید صد تا اینجا درست کنید ما ر اینطورى کردند که بکلى در همه معلومات خودمان را بستیم و معلومات دیگران را نه، معلومات صادراتى، اگر یک معلوماتى، که معلومات واقعى بود که ما حالا به این روز نبودیم. معلومات صادراتى یعنى آنکه نتواند به درد ما بخورد آنى که نتواند ما را به مرتبه کذا برساند، لکن اسم زیاد بود، تبلیغات، دروازه تمدن کذا. شما مىدانید مائى را که این آقا به دروازه تمدن رسانده! حالا که رفته مىبینید چیست، وضع چیست، وضع ما چیست، هیچى نداریم، همه خزائنمان را بردند، هر چه نفت داشتیم بردند و ایشان هم وعده کرده بود تا بیست سال دیگر ما نفت داریم و از خورشید استفاده مىکنیم، البته اگر ایشان بودند تا بیست سال دیگر شاید نفت نداشتیم دیگر، ولى بحمدالله داریم نفت، دزدى وقتى در آن نباشد هست.
مطالعات کارشناسان خارجى براى غارت منابع کشور
در هر صورت این خاصیتى که در این انقلاب هست که اسلامى است و ملى، این خاصیت اسباب این شده است که همه شما آقایان را وادار به کار کرده هر چه کار ازتان بیاید مىکنید براى اینکه مىبینید کار براى خودتان است، نه براى غیر منزل خودتان. شما الان ایران را منزل خودتان مىدانید، قبل از این مىگفتید براى چه من کار کنم، خوب من کار کنم که آمریکا ببرد. در صنعت نفت فرض کنید که ما کار کنیم که امریکا ببرد، براى چه بکنیم اما حالا مىبینید مال خودتان است. بله در همه جا حالا یک ریشههائى از آنها باقى مانده که مىخواهند ما کار کنیم و امریکا ببرد. این اشخاصى که خودشان را معرفى مىکنند کهفرض کنید براى ملت و براى خلق و براى بساط، اینها دارند کوششکنند به اینکه ما کار کنیم خارجىها ببرند، اینها کوشششان این است، لکن به اسم اینکه نه اینطور نیست، مىخواهیم ملت چه باشد، ملت،خواهیم چه باشد، یک ملتى که همه ایستادند رأى به یک قانونى دادند، مخالفت مىکنند، مىگویند که این دموکراسى نیست، دموکراسى غیر از این است که مردم خودشان سرنوشت خودشان را دست بگیرند، کجاى دنیا اینقدر دموکراسى هست که براى قانون اساسى، دو دفعه مردم رأى بدهند، کجاى دنیا شما سراغ دارید که براى یک قانون دو دفعه رأى بدهند، یک دفعه رأى بدهند به اشخاص خبرگانى که بیایند این را ببینند و چه بکنند، یک دفعه دیگر هم، همهشان رأى بدهند به خود آن قانون، باز هم آقایان مىگویند این محل اشکال است، ملت یک چیزى یک چیزى را که خواسته، شما اگر بگوئید محل اشکال است، شما مىخواهید تحمیل کنید، شما دیکتاتور هستى که مىخواهى تحمیل کنى، قضیه هم این نیست که حالا اینها دلشان مىخواهد یک مجلس کذائى باشد و یک مثلاً رژیم کذایى، قضیه این است از این یک رژیم که به دست خود ملت و با اسلامیت پیش بیاید مىترسند. این خارجىها همه چیز ما را مطالعه کردند، اینها یک جانورهاى عجیبى هستند، همه چیز ما را مطالعه کردند، یعنى آمدند کارشناسهاشان تمام بیابانهاى ما را آنوقت که اتومبیل نبود با شتر مىرفتند، با شتر و ساربان مىرفتند، تمام این بیابان هائى