صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٠
اخلال بودند و مخالف با ملت بودند و دولت افغانستان از شوروى خواست که بیاید این کار را بکند و آن هم بنا دارد بیاید، در صورتى که آمده بودند و از بین برده بودند او را، من از او پرسیدم که آن خارجى که شما مىگویید کى هست؟ کدام خارجىها آمدند؟ با تمجمج گفت: پاکستان، بعد من برایش قصهاى را گفتم که اساس مسائل ما هم همان قصه است، گفتم اگر شما خیال کنید که با سرنیزه بتوانید یک ملتى را خاضع کنید و استقرار هم پیدا بشود این اشتباه است، سرنیزه مىتواند یک مردمى را سرکوب کند، بکشد، چه بکند، لکن نمىتواند مستقر باشد، ملت اگر یک چیزى خواستند، نمىشود به خلاف میل ملت همیشه یک کارى را انجام داد و اگر رژیمش با حکومت با ملت، دو رژیم باشد ملت مسلم باشد، حکومت کمونیست باشد، این نخواهد درست شد و شما همچو امیدى نداشته باشید، با بودن یک ملتى به حال نظام اسلامى و آمدن یک حکومتى براى این ملت به نظام دیگرى مثل کمونیست است این مىشود اول شماها بریزید و بکشید (و چنانچه دارند همین کار را مىکنند) و مردم را سرکوب کنید، لکن این استقرار نمى تواند پیدا کند.
در دنیا ما نداریم یک همچو انقلابى که دنبالش آزادى باشد
و عمده این است که حکومتها نمىتوانند بفهمند تکالیف خودشان را راجع به ملتها، حکومتها هر چه روى کار آمدند، تقریباً آمدند براى سرکوبى ملتها، در صورتى که حکومت یک ملت (خصوصاً در آنجاهائى که دعوى دموکراسى و امثال ذلک مىکنند) براى خدمت مردم است نه براى سرکوبى مردم، لکن مابینیم حکومتها اینطور نیستند. این حکومتهائى که ما با ایشان مواجه بودیم و دیدیم که همه مىدانید وضعشان چه بوده و این حکومتهاى همجوار ما هم مىدانید که همه اینطور هستند که یک دسته اقلیتى با قدرت و سرنیزه و پشتیبان داشتن از خارج مىآیند و یک ملتى را سرکوب مىکنند تا آن اندازهاى که بتوانند ملتها بیدار بشوند. از آن جمله مسأله ایران بود، که ایران مبتلا بود به یک حکومتى که با سرنیزه انگلیسىها اول و با سرنیزه این قواى ثلاثه، این متفقین و در ادامهاش با سرنیزه امریکا به این ملت مسلط شد و رساند کار را به آنجاهائى که همه دیدید. لکن اینطور نبود که این نهضت ایران یک قدرتمندى باشد ضد یک قدرتمند دیگر که آن قدرتمند با سرنیزه بیاید این قدرتمند را خارج کند و خودش با سرنیزه سرکوبى کند، این یک نهضتى بود که از متن ملت بپا شد، نهضت، نهضت ملى بود، یعنى ملت از زن و مرد، از بچه و بزرگ همه قیام کردند و این حکومت جائر را از بین بردند، این یک امتیازى است بین این نهضت اسلامى ایران با نهضتهاى دیگر که این صددرصد ملى بود، یک شخصى که سرنیزه دستش باشد، بیفتد جلو، همه مردم را بکشاند با توپ و تانک، یک توپ و تانک دیگرى را بکوبد، این نبود، ملت در مقابل یک دولت ایستاد و هیچ هم توپ و تانکى نداشت، همهاش فریاد و تظاهر. اتکال به خدا بود، از این جهت این امتیاز هست که مال ملت هست این، این نهضت نه کودتاست و نه اینکه یک قدرتى قدرت دیگر را از بین برده باشد، یک ملتى یک قدرتى را از بین برده، یک ملتى در صورتى که نه نظامى بود، نه تعلیمات نظامى داشته و