صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩
قبلاً هم که ایشان گفته بود که اگر من بروم ایران را خرابش مىکنم، خراب هم کرده، آنوقتى که اینجا بود خراب کرده، حالا که رفته، ما بتوانیم آیا آباد کنیم این خرابى را یا نه، نمىدانم، این معنا که توى دل آنها را خدا خالى کرد و از آن طرف سربازها و درجه دارهاى پائین از آنها دیگر اطاعت نکردند، اینها کارهائى بود که خدا کرد، من و شما نمىتوانستیم بکنیم، اینها کارهائى بود که جزء آن رده اول که آنها دیگر منقلب شده بودند به یک آدم فاسد، به یک حیوان، ردههاى بعد از او، هم افسرهایشان، هم درجه دارهایشان، هم سربازهایشان، اینها از آنها برگشته بودند، اگر امر هم کردند، اطاعت نمىکردند، حتى من آنطور که شنیدم بختیار وقتى که مىخواسته برود، در همین راهى که داشته مىرفته که برود، امر کرده است که به عنوان اینکه خوب، نخست وزیر است، امر کرده است که آن را بمباران کنید، گوش به او ندادند، این تخلف این جمعیت از آنها یک چیزى بود که خدا درست کرد براى آنها، اگر این جمعیت، این سرباز مجهز و کذا... تبعیت کرده بودند از این درجه اولىها، از شاه و از بختیار و از آن بالاترها و بالاها، اگر اطاعت کرده بودند، حالا نه من اینجا نشسته بودم و نه آقا و نه جمع شما، نبود، یا در بیغولهها بودیم یا در حبس بودیم یا قتل عام، ماها را مىکشتند، اما غفلت نباید بشود از این نصرى که خداى تبارک و تعالى، نصرتى که خداى تبارک و تعالى نصیب ما کرد، از اینکه آنى که باید مقابل ما بایستد، به ما ملحق شد. آن شبى که خواستند اینها کودتا بکنند، ما تهران بودیم و یک شب بنا بود کودتا بکنند، به ما هم اطلاع دادند حتى آمدند اصرار هم بعضى کردند که شما از این خانه بیائید بیرون، گفتم نه، همین جا هستم. آن شبى که اینها خواستند کودتا بکنند و بناى آنها، بعدها ما فهمیدیم که بناى آنها بر این بوده است که هر کس احتمال بدهند که چه باشد بکشند، از بین ببرند و اعلام کردند حکومت نظامى روز را که روز هم نباید بیرون بیائید، خدا خواست که شکسته شد، من هیچ فکر نمىکردم که این روى چیست، بعد به من گفتند کودتاست، فکر نمىکردم که این حکومت نظامى را براى چه دارند تاسیس مىکنند، ما براى اینکه یک مقابلهاى با آنها کرده باشیم گفتیم به این اعتنا نکنید به اینها، بعد معلوم شد که این را خدا خود پیش آورده که این نقشهاى که اینها کشیدند که حکومت نظامى روز درست بکنند و تمام خیابانها را بگیرند و تمام قدرتهایشان را در اینجاها مجهز کنند و با هر چیزى که دارند در خیابانها نصب کنند، کودتا کنند و بساط را تمام کنند، مردم آمدند خنثى کردند، مردم ریختند بیرون و خنثى کردند، اینها یک چیزهائى بود که ایجاد کرده بودند یک کسى نسبت به شما یا نسبت به کس دیگر بدهد، همه از اوست، همه چیز از اوست، تا روحیه شما توجه به آن مبدا قدرت دارد پیروزید، از آن منفصل نشوید، از این مبدا قدرت منفصل نشوید، اتصالتان را زیاد بکنید به مبدا قدرت.
ناتوانى قدرت نظامى در مقابل ملت آماده شهادت
اینها الان دست بردار نیستند، اینها یک چیز کمى از جیب، هم از حیث مال کم از دستشان نرفته که نفتهاى ما را همین طورى مىخوردند و مهمترش آن جهات سیاسى است که یک قدرتى که تحمیل کرده بود بر دنیا که دیگر مقابل آن کسى نمىتواند بایستد، یک جمعیت کمى در مقابل آنها ایستاد و