صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨
اتکالمان به خداست و ما جمعیتمان کم است، شما جمعیتتان زیاد، جمعیتشان زیاد، یعنى اینکه ملت امریکا با آنها نیست تا جمعیتشان زیاد باشد، شمائید و سرنیزهها و فانتومها و آن بساطى که دارید، و مائیم و مشت و صدا و فریاد مظلومیت تا ببینیم آیا چه خواهد شد، آیا غلبه باز با ظالمهاست، این راجع به مسائل امروزى که به ما متوجه است اما مسائل داخلى خودمان. شما ملاحظه کردید که ما در آنوقت که با، ملت ما در آنوقتى که با این رژیم در افتاد، یک مقابله یک آدم هیچ، آدمى که هیچ نداشت با یک آدمى که همه چیز داشت، شما یک وقت مقابله کردید با یک رژیمى که قدرتمند بود و مجهز بود به همه جهازات جنگى و داراى قدرت زیاد که دنبال او و پشتیبان او هم قدرتهاى عالم بود، یعنى شما یک طرف ایستاده بودید با دست خالى، او آن طرف ایستاده بود با تمام تجهیزات و پشت سر او پشتوانه او همه عالم، بود شما خیال نکنید که از این همه عالم که مىگویم، ملتها را گویم، همیشه مقصودم دولتهاست، این دولتها الا کمىشان، پشتیبانى از او مىکردند، این قدرتهاى بزرگ پشتیبانشان بودند و خصوصاً امریکا و انگلستان، در یک همچو موقعى آن که شما را پیروز کرد و اینها در عین حال که همه چسبیده بودند که این آدم را نگهش دارند در اینجا و بعد هم بختیار را نگه دارند در اینجا که در آن هم خیلى جدیت کردند، اینکه موفق نشدند آنها و شما موفق شدید چه بود؟ شما قدرت نظامى داشتید؟ شما اصلاً تعلیمات نظامى دیده بودید؟ ما یک دسته طلبه بودیم که نمىدانستیم نظام چه مىکند، شما هم یک دسته پزشک هستید که باز هم از نظام اطلاع ندارید، تعلیمات نظامى ما ندیده بودیم، ملت ما تعلیمات نظامى ندیده بود، آنها تعلیمات نظامى داشتند اما ما نداشتیم، هیچ نداشتیم، حالا هم که مىبینید چهار تا تفنگ دست جوانهاى ما هست، اینها غنیمتى است که از آنها گرفتند والا قبلاً که نداشتند، این را قبلاً با زحمت، نمىدانم یک چیزى درست مىکردند پرت مىکردند که در مقابل آنها چیزى نبود، اینها، آنى که این ملت را پیش برد، آن یک قدرت غیبى بود، یک قدرت الهى بود، پاى هیچ کس حساب نکنید شما. در عین حالى که تشکر مىکنم از شما که این مقالهها را خواندید، لکن تذکر مىدهم اینقدرها تعریف نکنید از یک شخص، براى اینکه چیزى نیست، هر چه هست، اوست ما چیزى نیستیم، ما جز یک بنده ضعیف چیزى نیستیم، آنها با یک فوت مىتوانستند - اینها - ما را بیرون کنند، آن که این قدرت را به این ملت داد و آنطور وارد شد به میدان و بیرون کرد حریف خودش را، آن یک قدرت روحى بود که خدا داد به اینها، یک قدرت الهى و غیبى بود که این ملت را متحول کرد به یک چیز دیگرى، این مردمى که وقتى اسم سازمان امنیت مىآمد به خودشان مىلرزیدند، ریختند و گفتند ما اصلاً نه شاه مىخواهیم و نه سازمان امنیت و نه اصلاً رژیم شاهنشاهى را مىخواهیم و به واسطه این امرى که خداى تبارک و تعالى انجام داد به اراده مبارک خودش، و یک نکته بزرگى که شاید اکثراً از آنها غافل باشند، آن ایجاد رعبى بود که در اینها کرد. در قرآن هست که نصر گاهى به رعب، گاهى جمعیت اینها را جورى مىکنند که به نظرشان زیاد مىآید، گاهى قدرتنمایى اینها، ولى چیزى نیست، در نظر آنها بزرگ است. اینها همه چیز داشتند و مطمئن باشید که اگر این رعبى که خدا در قلب اینها انداخته بود، نبود، اینها مىتوانستند یک شب تمام تهران را خراب کنند، همه چیز داشتند،