صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٣
آذربایجان هست که در خارج بگویند که آذربایجان اینطورى است و این را باید جوانهاى آذربایجانى، آقایان از آذربایجان کارى بکنند که این خطر مخالفت با اسلام برداشته شود. آذربایجانى که همیشه طرفدار اسلام بوده، براى هر قضیهاى پیشقدم بوده، براى رفع ظلم پیشقدم بوده است، آذربایجانى که در صدر مشروطیت ستارخان و باقرخانش آن زحمات را کشید، بعد خیابانى آن کارها را کرد، در زمان ما از آذربایجان قیام شد و بر ضد رضاخان. مرحوم آمیرزا صادق آقا مرحوم انگجى و بعضى دیگر از علماء آذربایجان قیام کردند، تبعید شدند، مدتها تبعید بودند در خارج، شاید در سنقر بود یا سقز بود، یک همچو جائى. آذربایجان همیشه در صف اول واقع بوده است براى مخالفت با اشرار، براى پیشبرد اهداف اسلام. آنوقت یک دستهاى، خوب، اشرار هم، در هر طایفهاى چند نفر از اشرار هم هست، لکن از اطراف جمع مىشوند، اعلام مىکنند که ما هم ملحق شدیم، آنوقت گروه فرقان مثلاً، یک گروهى که تروریست هستند و مثل آقاى مطهرى را مىکشند و اعلام مىکنند، آقاى قاضى را مىکشند و آن چریکهاى کمونیست وقتى بنا شد که یک همچو جمعیتى باشند که رفقاشان اینها باشند، آنهائى که متصل به آنها مىشد اینها باشند، یعنى اینهائى که اسلام به خودش راه نمىدهد، اسلام راه نداده به خودش، اسلام به این راه نداده، اینها آمدند در قبال جمهورى اسلام، یک جمعیتى که محل نماز جمعه را آتش مىزنند. یک وقت مخالفت یک دسته با دسته دیگر است، از آثار هر کارى معلوم است اینکه چکارهاند اینها، آن که محل خطبه امام جمعه را، محل عبادت مسلمین را آتش بزند، به نمازگزارها حمله مىکند و زخمى مىکند و چه مىکند، خوب، اینها معلوم است که وضع روحىشان چیست. کارهاى آدم انعکاس روحش است. از اینطور کارها، اینطور شرارت که به عبادتگاه خدا حمله بکنند، آتش بزنند محلى را که نماز خدا در آنجا انجام مىگیرد، حمله کنند به عبادتگاه مردم، به جائى که مردم نماز مىخواهند بخوانند، خوب اینها، از اینها معلوم مىشود که اینها سنخ روحشان چه است و عقائدشان چه است. باید آذربایجان خودش را از این لکهاى که مىخواهند به او بچسبانند مبرا کند، تبرئه کند خودش را از مردمى که با این اسمها، اسمهائى که اصلاً مربوط به انسانیت و اسلام نیست، دارند یک همچو کارى مىکنند که خلق آذربایجان را آلوده کنند. این یک مسأله مهمى است براى آذربایجان، آذربایجانى که در طول تاریخ مخالفت کرده است با اینها. زمان سابق که ایران را گرفته بودند و پیشهورى آن بساط را درست کرد، آذربایجانى نجات داد ایران را، یک جمعیتى که همیشه خدمتگزار اسلام بودهاند.
جوانهاى آذربایجان باید نگذارند که این لکه به دامن آنها بچسبد
حالا براى خاطر اینکه یک دستهاى به هواهاى نفسانى خودشان دارند آنها را لکهدار مىکنند، آذربایجان باید خودش را از اینها نجات بدهد، باید خودش را از این عیبى که برایش درست مىکنند، لکهاى که برایش مىچسبانند، باید نجات بدهد خودش را. جوانهاى آذربایجانى باید نگذارند که این لکه به دامن آنها بچسبد و در خارج اشخاصى که نمىدانند، به اسم آذربایجان یک همچو مسائلى تمام