صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٩
آخر ایران مىشد، مىشنیدید همان مطلبى که ایران، همان فریادى که از حلقوم تهرانىها در مىآمد از حلقوم آبادانىها هم در مىآمد، بندرعباسىها هم در مىآمد، مشهد هم همین طور، همه جاى ایران یک صدا داشتند مثل اینکه یک حلقوم دارد صدا مىکند. اینطور منسجم شده بودید، یک جامعه توحیدى ایجاد کرده بودید که همه یکى بودید. آنها هم این جهت را دیدند که سیلى که خوردند از این حیث خوردند، از دو حیث بود: یکى اسلامش بود، یکى هم این حیثیتى که، انسجامى که شما با هم داشتید، این دو تا هر دو مورد نظر بوده است. اینجا را کوشش مىکنند با قلمها و با قدمها، با تبلیغات، اسلام را از دستمان بگیرند، نگذارند حکومت اسلامى پیدا بشود. از این طرف هم انسجام را مىخواهند از دست شما بگیرند، این وحدت و جهت جامعه توحیدى که عبارت از این بود که همه با هم یک مقصد داشتید و کانه از یک حلقوم صدا در مىآید، یک اراده کانه دارد عمل مىکند. این را مىخواهند از دستمان بگیرند، متفرق کنند همه را از هم. طرحهاى مختلف در این دارند، ایران را از دست شما بگیرند، این وحدت را از دست شما بگیرند، راههاى مختلفى دارد در هر جا.
عمل نکردن به موازین اسلامى، خلاف بیعت با اسلام است
آن لشکرهاى شیطان، جنود ابلیس، الان در همه جاى ایران رفتند و هستند، هر جا هم که صدائى در مىآید از همینهاست، از همین شیطانهائى است که تابع همان شیطان بزرگها هستند. از اینها هر جا یک صدائى در مىآید و تفرقهافکنى مىشود، از همینهاست. هر جا صحبت این است که ما مىخواهیم چه بشود در مقابل نهضت، در مقابل این جمهورى اسلامى یک قدى علم مىکنند، از این تبلیغات اینهاست، توى شهرها، بیشتر توى دهات، حالا توى روستاها. حالا بیشتر با اسمهاى مختلف، با فرمهاى مختلف مىروند و این اشخاص خوب را، اشخاصى اسلامى را گولشان مىزنند، اینها شیطانند و اینها یک مردم سالمى هستند، مىآیند به اسم اسلام آنهائى که مىخواهند اسلام را بشکنند، با اسم اسلام اینها را گول مىزنند، اوراقى مىنویسند متفرق مىکنند در همه جا که چه و مىخواهند تفرقه بیندازند بین قشرها، دانشگاه مىروند یک چیز مىگویند، بازار یک چیزى مىگویند، در پیش کشاورزها مىروند یک چیز مىگویند، در کارخانهها مىروند به کارگرها یک چیزى مىگویند، هر جا به یک فرم وارد مىشوند، در شهرها هم الى ماشاءالله تفرقه مىخواهند بیندازند و اینها بین همه قشرها مىخواهند همانطورى که تا حالا زحمت کشیده شد و دانشگاهى را به اهل علم و به طلبههاى مدرسه نزدیک کرد و با همشان کرد و همفکرشان کرد، مىخواهند این را از هم جدا کنند باز. بازارى و دانشکدهاى هم رفیق شده بودند، دانشگاه و بازار کانه یک موجود بودند، با هم عمل مىکردند اینها مىخواهند حالا جدا کنند از هم. در همه قشرها یک همچو کارى توطئه هست و در صددند که بشود تا ببینیم که ملت ما تا چه اندازهاى بیدار هست، آیا دستهاى اینها را خوانده است؟ آیا توطئههاى اینها را توجه به آن کرده است؟
باید بگوئید، همه ما مکلفیم که این مسائل را تبلیغ کنیم، اهل علم و اهل منبر بیشتر، روشنفکر و