صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٨
ملت از روحانى تا دانشگاهى تا بازارى تا کارگر تا زارع، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم، - با عین در - عین حالى که مراتب محفوظ است بین خودشان، لکن منسجم باشند با هم، مجتمع باشند با هم، یک بدن، حال یک بدن پیدا کنند، همانطورى که بدن انسان جامعه توحیدى است، جامعه هم یک بدن بشود، اگر اینطور بشود، آسیب دیگر بردارد این، این معناى جامعه توحیدى، به این معنا صحیح است، این معناى صحیح جامعه توحیدى است. اگر در یک کلامى، براى آدمى که ملتفت بوده است مسائل را، یک کلمه جامعه توحیدى واقع شده است مقصود این است، و اما مطلب غلطش را انداختهاند توى اذهان جوانهاى ما، در عین حالى که حسن نیت دارند، در عین حالى که صفاى باطن دارند، ولى بازى مىخورند. مىخواهند زمینه را این شیاطینى که افتادهاند، توى هم ارتش هست، هم ژاندارمرى هست، هم شهربانى هست، هم بازار و هم کوچه هست، اینها شیاطینى هستند که مىخواهند زمینه را فراهم کنند براى حکومت طاغوتى. من حالا به شما مىگویم (سنم هم اینقدرها نیست، ممکن است که قبل از این حرفها بروم از اینجا) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامهاى که الان دارند بعضى از مغرضین مىریزند و جوانهاى ما را گول مىزنند این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند. - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب، همه اینهایى که با شما دشمنند، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجى است، نظام ندارد این مملکت، بالا و پائین ندارد، مثل حیوانات همه به جان هم ریختهاند، همه مخالف هم هستند، همه از هم تخلف مىکنند، هیچ یک از هیچ کس حرف نمىشنود. یک همچو جامعهاى محتاج به قیم است. دنیا حکم مىکند که ایران محتاج به قیم است، قیم برایش پیدا بکنید، راه را باز مىکنند براى اینکه یک قیمى مثل محمدرضا بالاى سر ما بیاورند، یک قیمى مثل رضاخان بالا سر بالاى سر ما بیاورند. حریف ما یک حریف عادى نیست، حریف ما یک حریفى است که کارشناسهاى آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسى قرار دادهاند و همه آنجاها مضبوط است پیششان که باید چه کرد. یک همچو انقلابى که ضربه به آنها زد، این انقلاب را چه جورى باید از بین برد، با دست خود ارتش، ارتش را از بین برد، با دست خود ملا، ملا را از بین برد، با دست خود متدین، دیانت را از بین برد، اینها نقشه است آقا، اینها همین طور نیست قضیه، نقشهاند اینها. اگر یک جامعهاى - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا مىکنند، مىروند درجهشان را مىکنند که نه، نباید باشد این، نمىفهمد اینکه درجهاش را مىکند چى است، چى مىخواهند، ژاندارمرى هم مثل آن بشود، شهربانى هم مثل او بشود، پاسدارها هم آنطور بشوند، قواى انتظامى ما بپوسد، از بین بروند، اینکه باید حفاظت یک کشورى را بکند این از بین برود. به این هم قانع نیستند، مىروند صحراها را به هم مىزنند و نمىگذارند زراعت بشود، غارت مىکنند، درختها را مىبرند نمىدانم از این بساط درست کنند، بازار مىروند هزار جور بساط درست مىکنند، دانشگاه مىروند هزار جور حرف درست مىکنند، ماها را دارند از باطن مىپوسانند، مائى که باید حالائى که رسیدیم به اینجا که این قدرتها را کنار گذاشتهایم